riffles

[ایالات متحده]/ˈrɪfəlz/
[بریتانیا]/ˈrɪfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌های کم‌عمق; آبشارها; چروک‌ها
v. ایجاد موج کردن; به سرعت جابه‌جا شدن; بر روی مکان‌های کم‌عمق جاری شدن

عبارات و ترکیب‌ها

riffles in water

ریپل‌ها در آب

riffles of air

ریپل‌های هوا

river riffles

ریپل‌های رودخانه

riffles on surface

ریپل‌ها روی سطح

riffles and waves

ریپل‌ها و امواج

riffles of light

ریپل‌های نور

gentle riffles

ریپل‌های ملایم

riffles in breeze

ریپل‌ها در نسیم

riffles of sound

ریپل‌های صدا

riffles of fabric

ریپل‌های پارچه

جملات نمونه

the river riffles gently over the rocks.

رودخانه به آرامی بر روی سنگ‌ها جریان دارد.

he riffles through the pages of the book.

او در میان صفحات کتاب ورق می‌زند.

the wind riffles her hair as she walks.

باد در حالی که او راه می‌رود، موهایش را به هم می‌ریزد.

she riffles through her notes before the presentation.

او قبل از ارائه، یادداشت‌های خود را ورق می‌کند.

the child riffles the cards excitedly.

کودک با هیجان کارت‌ها را ورق می‌کند.

he riffles through his wallet looking for cash.

او کیف پول خود را برای یافتن پول نقد ورق می‌کند.

the sound of riffles filled the quiet room.

صدای تفنگ‌ها اتاق آرام را پر کرد.

she riffles through the fabric samples.

او نمونه‌های پارچه را ورق می‌کند.

the leaves riffle in the breeze.

برگ‌ها در نسیم وزش می‌کنند.

he riffles through the newspaper for interesting articles.

او روزنامه را برای یافتن مقالات جالب ورق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید