ringlet

[ایالات متحده]/'rɪŋlɪt/
[بریتانیا]/'rɪŋlət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دایره کوچک؛ یک دسته مو که به شکل دایره است

عبارات و ترکیب‌ها

curly ringlet

چرخش حلقه دار

loose ringlet

حلقه شل

natural ringlet

حلقه طبیعی

defined ringlet

حلقه مشخص

جملات نمونه

Her hair was styled in perfect ringlets for the party.

موهای او به طور کامل برای مهمانی به صورت مارپیچ آرایش شده بود.

The little girl's ringlets bounced as she ran around the garden.

مارپیچ‌های دختر کوچولو در حین دویدن در باغ می‌پریدند.

She added a ringlet of pearls to her elegant evening ensemble.

او یک مارپیچ مروارید به لباس شب مجلل خود اضافه کرد.

The actress's ringlets framed her face beautifully on the red carpet.

مارپیچ‌های بازیگر چهره او را به زیبایی روی فرش قرمز قاب کردند.

He gently twirled a ringlet of her hair around his finger.

او به آرامی یک مارپیچ از موهای او را دور انگشتش چرخاند.

The antique brooch was adorned with a ringlet of rubies.

سنجاق کاکاز قدیمی با یک مارپیچ از یاقوت تزیین شده بود.

The ballerina's ringlets bounced and swirled as she danced across the stage.

مارپیچ‌های بالرین در حین رقص روی صحنه می‌پریدند و می‌چرخیدند.

She pinned a delicate ringlet of baby's breath flowers in her hair.

او یک مارپیچ ظریف از گل‌های نفیس را در موهای خود سنجاق کرد.

The ringlet of smoke rose lazily from the chimney of the old cottage.

دود به آرامی از دودکش کلبه قدیمی بلند شد.

The pastry chef carefully crafted a ringlet of spun sugar to top the dessert.

سرآشپز شیرینی با دقت یک مارپیچ از شکر کشیده را برای تزئین دسر درست کرد.

نمونه‌های واقعی

Parvaneh pushes a ringlet of hair out of her face, sticky with tears.

پاروانه یک حلقه از مو را از جلوی صورت خود کنار می‌زند، چسبناک از اشک.

منبع: A man named Ove decides to die.

Her beautiful brown ringlets took the same tint.

چکچک‌های قهوه‌ای زیبای او نیز همان رنگ را داشتند.

منبع: American Elementary School English 5

I knew the ringlets, almost gray, once threads of living gold!

من می‌دانستم آن حلقه‌ها، تقریباً خاکستری، زمانی رشته‌های طلای زنده بودند!

منبع: British Original Language Textbook Volume 5

" Who on earth wants to make their nose hair grow into ringlets? "

"چه کسی روی زمین می‌خواهد که موهای بینی‌اش به حلقه‌های مو تبدیل شود؟"

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Her hair was a rich red in color and fell in flowing ringlets over her shoulders.

موهای او به رنگ قرمز مایل بودند و در حلقه‌های موی جاری روی شانه‌هایش می‌ریختند.

منبع: The Wizard of Oz (Simplified Version)

You, with your fingers as white as a nun, - You, with your ringlets as bright as the sun.

تو، با انگشتانی به سفیدی یک راهبه - تو، با حلقه‌های مویی به درخشندگی خورشید.

منبع: American Original Language Arts Volume 2

The kings look forbidding, and have long black ringlets and rippling beards.

شاهان ترسناک به نظر می‌رسند و دارای حلقه‌های موی سیاه بلند و ریش‌های موجدار هستند.

منبع: A Brief History of the World

Next one, those ringlets are huge.

بعدی، آن حلقه‌های مو خیلی بزرگ هستند.

منبع: Classic styles of celebrities

Her gray hair was arranged in ringlets according to the fashion of her youth.

موهای خاکستری او به شکل حلقه‌های مو طبق مد جوانانش مرتب شده بودند.

منبع: The Shackles of Life (Part One)

She was a dark-eyed creature, with crisp ringlets, and never seemed to be getting old.

او موجودی با چشمان تیره بود، با حلقه‌های موی صاف و به نظر نمی‌رسید که پیر شود.

منبع: Middlemarch (Part Three)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید