beautiful tress
درختان زیبا
green tress
درختان سبز
autumn tress
درختان پاییزی
tress canopy
سقف درختان
tall tress
درختان بلند
beautiful golden tresses
پیچهای طلایی زیبا
She is combing her dark tresses.
او در حال شانه کردن تار موهای تیره خود است.
Shimmering tressed, braided bright...
موهای درخشان، بافته و روشن...
The drizzle is penetrating the plane tress, trickling by drippings in the evenfall.
ناباران به درختان نفوذ میکند و در هنگام غروب، به آرامی میچکد.
He had immoderately praised the effect of the yellow blossoms against her brown tresses;
او به طور مبالغهآمیز از اثر گلهای زرد در برابر تار موهای قهوهای او تعریف کرد.
She braided her long tresses before the party.
او قبل از مهمانی، تار موهای بلند خود را بافت.
The princess had beautiful golden tresses that shimmered in the sunlight.
شاهزاده خانم تار موهای طلایی زیبا داشت که در نور خورشید میدرخشید.
He gently ran his fingers through her silky tresses.
او به آرامی انگشتان خود را از میان تار موهای ابریشمی او عبور داد.
She decided to cut her tresses short for a change.
او تصمیم گرفت برای تغییر، تار موهایش را کوتاه کند.
The stylist recommended a new hair treatment to strengthen her tresses.
آرایشگر یک درمان جدید مو برای تقویت تار موهای او توصیه کرد.
Her tresses cascaded down her back in a beautiful waterfall of curls.
تار موهای او به شکل یک آبشار زیبا از پیچ و تاب در پشتش ریخته بود.
The bride adorned her tresses with delicate flowers for the wedding.
عروس برای عروسی، تار موهای خود را با گلهای ظریف تزئین کرد.
She used a special oil to nourish her dry tresses.
او از یک روغن خاص برای تغذیه تار موهای خشک خود استفاده کرد.
The actress's tresses were styled in a glamorous updo for the red carpet event.
تار موهای بازیگر زن به روشی مجلل برای رویداد فرش قرمز مدل شد.
The little girl's tresses were tangled after playing outside all day.
تار موهای دختر کوچولو بعد از بازی کردن تمام روز بیرون، گره خورده بود.
beautiful tress
درختان زیبا
green tress
درختان سبز
autumn tress
درختان پاییزی
tress canopy
سقف درختان
tall tress
درختان بلند
beautiful golden tresses
پیچهای طلایی زیبا
She is combing her dark tresses.
او در حال شانه کردن تار موهای تیره خود است.
Shimmering tressed, braided bright...
موهای درخشان، بافته و روشن...
The drizzle is penetrating the plane tress, trickling by drippings in the evenfall.
ناباران به درختان نفوذ میکند و در هنگام غروب، به آرامی میچکد.
He had immoderately praised the effect of the yellow blossoms against her brown tresses;
او به طور مبالغهآمیز از اثر گلهای زرد در برابر تار موهای قهوهای او تعریف کرد.
She braided her long tresses before the party.
او قبل از مهمانی، تار موهای بلند خود را بافت.
The princess had beautiful golden tresses that shimmered in the sunlight.
شاهزاده خانم تار موهای طلایی زیبا داشت که در نور خورشید میدرخشید.
He gently ran his fingers through her silky tresses.
او به آرامی انگشتان خود را از میان تار موهای ابریشمی او عبور داد.
She decided to cut her tresses short for a change.
او تصمیم گرفت برای تغییر، تار موهایش را کوتاه کند.
The stylist recommended a new hair treatment to strengthen her tresses.
آرایشگر یک درمان جدید مو برای تقویت تار موهای او توصیه کرد.
Her tresses cascaded down her back in a beautiful waterfall of curls.
تار موهای او به شکل یک آبشار زیبا از پیچ و تاب در پشتش ریخته بود.
The bride adorned her tresses with delicate flowers for the wedding.
عروس برای عروسی، تار موهای خود را با گلهای ظریف تزئین کرد.
She used a special oil to nourish her dry tresses.
او از یک روغن خاص برای تغذیه تار موهای خشک خود استفاده کرد.
The actress's tresses were styled in a glamorous updo for the red carpet event.
تار موهای بازیگر زن به روشی مجلل برای رویداد فرش قرمز مدل شد.
The little girl's tresses were tangled after playing outside all day.
تار موهای دختر کوچولو بعد از بازی کردن تمام روز بیرون، گره خورده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید