ringside

[ایالات متحده]/'rɪŋsaɪd/
[بریتانیا]/'rɪŋsaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه بلافاصله اطراف حلقه مبارزه یا منطقه اجرا؛ لبه جلویی یک منطقه رقابت.
Word Forms
جمعringsides

جملات نمونه

ringside tickets; a ringside seat.

بلیط‌های کنار رینگ؛ صندلی کنار رینگ

watched the proceedings from a ringside seat.

او شاهد روند قضایی از نزدیکترین صندلی بود.

Therefore ringside towel Bao Shou picture gradually many, “I hate you” the manifesto also already blatantly printed on the wrister.

بنابراین، عکس حول رینگ حوله باو شوع به تدریج زیاد شد، «من از شما متنفرم» اعلامیه نیز به وضوح روی مچ دست چاپ شده است.

The boxing match was intense, and I had a ringside seat to watch all the action.

مسابقه بوکس بسیار شدید بود و من صندلی کنار رینگ داشتم تا تمام اتفاقات را تماشا کنم.

She cheered loudly for her favorite wrestler from the ringside area.

او با صدای بلند برای کشتی گیر مورد علاقه اش از منطقه کنار رینگ تشویق کرد.

The ringside commentator provided live updates on the match.

مسئول اطلاع رسانی کنار رینگ، به‌روزرسانی‌های زنده ای در مورد مسابقه ارائه داد.

The ringside seats were expensive but offered the best view of the performance.

صندلی‌های کنار رینگ گران بودند اما بهترین دید را از اجرا ارائه می‌دادند.

Celebrities often sit in ringside seats at major sporting events.

سلبریتی ها اغلب در صندلی های کنار رینگ در رویدادهای ورزشی بزرگ می نشینند.

The ringside atmosphere was electric as the fighters entered the arena.

فضای کنار رینگ با ورود مبارزان به عرصه، پرانرژی بود.

Fans at ringside were eagerly awaiting the start of the match.

هواداران در کنار رینگ با اشتیاق منتظر شروع مسابقه بودند.

The ringside view allowed me to see every move of the dancers on stage.

دید کنار رینگ به من این امکان را داد که تمام حرکات رقصندگان روی صحنه را ببینم.

I was lucky to get a ringside ticket for the concert and had an amazing view of the band.

من خوش شانس بودم که بلیط کنار رینگ برای کنسرت گرفتم و دید فوق العاده ای از گروه موسیقی داشتم.

The ringside crowd erupted in cheers as the champion was announced.

هواداران کنار رینگ با اعلام قهرمان، در تشویق منفجر شدند.

نمونه‌های واقعی

Hoshi thinks you being ringside may have affected my concentration.

هوشی فکر می‌کند حضور شما در کنار رینگ ممکن است باعث کاهش تمرکز من شده باشد.

منبع: Friends Season 3

They'll be broadcasting right from ringside.

آنها مستقیماً از کنار رینگ پخش خواهند کرد.

منبع: Atlantic Empire Season 2

Oh, one other thing. Hoshi thinks that you being ringside may have affected my concentration.

اوه، یک چیز دیگر. هوشی فکر می‌کند حضور شما در کنار رینگ ممکن است باعث کاهش تمرکز من شده باشد.

منبع: Friends Season 03

A pause, a bang of the hammer, a look of sincere reproach towards the ringside seats where the big money sat.

مکثی، ضربه چکش، نگاهی با پشیمانی صادقانه به سمت صندلی‌های کنار رینگ که پول‌های بزرگ در آنجا نشسته بودند.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید