ripes

[ایالات متحده]/[ˈraɪps]/
[بریتانیا]/[ˈraɪps]/

ترجمه

n. وضعیت رسیده بودن؛ رسیده بودن؛ مرحله بلوغ؛ رسیده بودن.
v. رسیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

ripest fruit

Persian_translation

جملات نمونه

the orchard was full of ripe apples ready for picking.

باغ پر از سیب‌های رسیده بود که آماده چیدن بودند.

we waited for the bananas to ripens before making banana bread.

ما صبر کردیم تا موزها رسیده شوند قبل از درست کردن نان موز.

the tomatoes ripens quickly in the warm sunshine.

گوجه فرنگی‌ها در آفتاب گرم به سرعت رسیده می‌شوند.

the farmer checked the field to see if the corn ripens.

کشاورز مزرعه را بررسی کرد تا ببیند ذرت رسیده است یا نه.

the grapes ripens on the vine, turning a deep purple.

انگورها روی تاک به رنگ بنفش تیره رسیده می‌شوند.

are the peaches ripens enough to harvest them now?

آیا هلوها به اندازه‌ی کافی رسیده اند که اکنون آن‌ها را برداشت کنیم؟

the mangoes ripens beautifully on the tree.

موزها به زیبایی روی درخت رسیده می‌شوند.

we enjoyed eating the ripens strawberries with a little cream.

ما از خوردن توت فرنگی‌های رسیده با کمی خامه لذت بردیم.

the pears ripens slowly compared to the plums.

گلابی‌ها در مقایسه با آلوها به آرامی رسیده می‌شوند.

the avocado ripens best when stored in a paper bag.

آووکادو بهترین حالت در صورتی که در یک کیسه کاغذی نگهداری شود، رسیده می‌شود.

the blueberries ripens in late summer.

بلوبری‌ها در اواخر تابستان رسیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید