riposted

[ایالات متحده]/rɪˈpəʊstɪd/
[بریتانیا]/rɪˈpoʊstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پاسخ سریع و نیش‌دار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

he riposted sharply

او با تندی پاسخ داد

she riposted quickly

او به سرعت پاسخ داد

they riposted effectively

آنها به طور موثر پاسخ دادند

riposted with humor

با طنز پاسخ داد

riposted with confidence

با اعتماد به نفس پاسخ داد

he riposted cleverly

او با زیرکی پاسخ داد

she riposted fiercely

او با خشم پاسخ داد

they riposted boldly

آنها با شجاعت پاسخ دادند

riposted without hesitation

بدون تردید پاسخ داد

he riposted succinctly

او به طور خلاصه پاسخ داد

جملات نمونه

she riposted quickly to his rude comment.

او به سرعت به نظر او پاسخ تند داد.

he riposted with a clever remark that surprised everyone.

او با یک اظهار نظر هوشمندانه که همه را شگفت زده کرد، پاسخ داد.

the politician riposted to the accusations with confidence.

سیاستمدار با اعتماد به نفس به اتهامات پاسخ داد.

after being challenged, she riposted with a witty comeback.

پس از اینکه به چالش کشیده شد، او با یک پاسخ هوشمندانه پاسخ داد.

he riposted during the debate, showcasing his quick thinking.

او در طول بحث، با نشان دادن تفکر سریع خود، پاسخ داد.

when criticized, she riposted in a calm and collected manner.

وقتی مورد انتقاد قرار گرفت، او با رفتاری آرام و متین پاسخ داد.

the author riposted to the negative review in her blog.

نویسنده به نقد منفی در وبلاگ خود پاسخ داد.

he riposted to the insult with a smile, disarming the situation.

او با لبخند به توهین پاسخ داد و اوضاع را خنثی کرد.

during the interview, she riposted sharply to the tough questions.

در طول مصاحبه، او به طور تند و تیز به سوالات سخت پاسخ داد.

he riposted to the challenge, proving his point effectively.

او به چالش پاسخ داد و به طور موثر استدلال خود را ثابت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید