ripp

[ایالات متحده]/rɪp/
[بریتانیا]/rɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه


abbr. مقاومت متناوب فشار مثبت
n. پارگی یا برش سریع
v. به سرعت پاره یا برش دادن

جملات نمونه

the paper ripped easily when i pulled it.

کاغذ به راحتی پاره شد وقتی آن را کشیدم.

the ripping sound made everyone jump.

صدای پاره شدن باعث شد همه جا بپرند.

she felt her heart rip apart at the news.

او با شنیدن این خبر احساس کرد قلبش به دو نیم می‌پچد.

the ripping winds tore the roof off.

وزش بادهای شدید سقف را از جا کاند.

he gave the cloth a hard rip.

او به پارچه یک کشش محکم داد.

the ripping tide was dangerous.

جزر و مد خطرناک بود.

she heard a loud rip from her dress.

صدای پاره شدن بلندی از لباسش شنید.

the ripping pain in his side was unbearable.

درد پاره‌وار در پهلویش طاقت‌فرسا بود.

the wind ripped through the trees.

باد از میان درختان عبور کرد.

the poster ripped when we tried to remove it.

پوستر وقتی سعی کردیم آن را جدا کنیم پاره شد.

the ripping motion of the machine was smooth.

حرکت پاره‌وار دستگاه روان بود.

the fabric ripped at the seam.

پارچه در قسمت درز پاره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید