| جمع | roadbooks |
roadbook navigation
ناوبری کتابچه راهنما
roadbook format
فرمت کتابچه راهنما
roadbook guide
راهنمای کتابچه راهنما
roadbook planning
برنامهریزی کتابچه راهنما
roadbook details
جزئیات کتابچه راهنما
roadbook route
مسیر کتابچه راهنما
roadbook features
ویژگیهای کتابچه راهنما
roadbook updates
بهروزرسانیهای کتابچه راهنما
roadbook usage
نحوه استفاده از کتابچه راهنما
roadbook application
کاربرد کتابچه راهنما
the roadbook provided detailed instructions for the rally.
راهنمای مسیر دستورالعملهای دقیقی برای رالی ارائه داد.
make sure to check the roadbook before starting your journey.
مطمئن شوید قبل از شروع سفر خود، راهنمای مسیر را بررسی کنید.
the roadbook included maps and checkpoints for the race.
راهنمای مسیر شامل نقشهها و نقاط بازرسی برای مسابقه بود.
he flipped through the roadbook to find the best route.
او برای یافتن بهترین مسیر، در راهنمای مسیر ورق زد.
consult the roadbook to avoid getting lost.
برای جلوگیری از گم شدن، با راهنمای مسیر مشورت کنید.
the rally participants relied heavily on their roadbooks.
شرکتکنندگان در رالی به شدت به راهنماهای مسیر خود متکی بودند.
she marked important notes in her roadbook during the trip.
او در طول سفر، نکات مهم را در راهنمای مسیر خود علامت گذاری کرد.
the roadbook is essential for navigation on long drives.
راهنمای مسیر برای ناوبری در مسافتهای طولانی ضروری است.
they updated the roadbook with new information about the terrain.
آنها راهنمای مسیر را با اطلاعات جدید در مورد زمین بهروز کردند.
using a digital roadbook can enhance your driving experience.
استفاده از یک راهنمای مسیر دیجیتال میتواند تجربه رانندگی شما را بهبود بخشد.
roadbook navigation
ناوبری کتابچه راهنما
roadbook format
فرمت کتابچه راهنما
roadbook guide
راهنمای کتابچه راهنما
roadbook planning
برنامهریزی کتابچه راهنما
roadbook details
جزئیات کتابچه راهنما
roadbook route
مسیر کتابچه راهنما
roadbook features
ویژگیهای کتابچه راهنما
roadbook updates
بهروزرسانیهای کتابچه راهنما
roadbook usage
نحوه استفاده از کتابچه راهنما
roadbook application
کاربرد کتابچه راهنما
the roadbook provided detailed instructions for the rally.
راهنمای مسیر دستورالعملهای دقیقی برای رالی ارائه داد.
make sure to check the roadbook before starting your journey.
مطمئن شوید قبل از شروع سفر خود، راهنمای مسیر را بررسی کنید.
the roadbook included maps and checkpoints for the race.
راهنمای مسیر شامل نقشهها و نقاط بازرسی برای مسابقه بود.
he flipped through the roadbook to find the best route.
او برای یافتن بهترین مسیر، در راهنمای مسیر ورق زد.
consult the roadbook to avoid getting lost.
برای جلوگیری از گم شدن، با راهنمای مسیر مشورت کنید.
the rally participants relied heavily on their roadbooks.
شرکتکنندگان در رالی به شدت به راهنماهای مسیر خود متکی بودند.
she marked important notes in her roadbook during the trip.
او در طول سفر، نکات مهم را در راهنمای مسیر خود علامت گذاری کرد.
the roadbook is essential for navigation on long drives.
راهنمای مسیر برای ناوبری در مسافتهای طولانی ضروری است.
they updated the roadbook with new information about the terrain.
آنها راهنمای مسیر را با اطلاعات جدید در مورد زمین بهروز کردند.
using a digital roadbook can enhance your driving experience.
استفاده از یک راهنمای مسیر دیجیتال میتواند تجربه رانندگی شما را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید