roadshow

[ایالات متحده]/'rəʊdʃəʊ/
[بریتانیا]/'rodʃo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت های تبلیغاتی برای یک اجرا یا کمپین در حال گشت.
Word Forms
جمعroadshows

عبارات و ترکیب‌ها

financial roadshow

نمایش مالی

جملات نمونه

The company organized a successful roadshow to promote their new product.

شرکت یک نمایش موفقیت‌آمیز جاده‌ای برای معرفی محصول جدید خود برگزار کرد.

Attending a roadshow can be a great way to learn about different investment opportunities.

شرکت در یک نمایش جاده‌ای می‌تواند راهی عالی برای کسب اطلاعات در مورد فرصت‌های سرمایه‌گذاری مختلف باشد.

The roadshow traveled to several cities to attract potential investors.

نمایش جاده‌ای به چندین شهر سفر کرد تا سرمایه‌گذاران بالقوه را جذب کند.

The roadshow presentation was well-received by the audience.

ارائه در نمایش جاده‌ای با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبرو شد.

Investors were impressed by the company's roadshow pitch.

سرمایه‌گذاران تحت تأثیر ارائه‌دهی شرکت در نمایش جاده‌ای قرار گرفتند.

The roadshow schedule includes stops in major financial centers.

برنامه نمایش جاده‌ای شامل توقف در مراکز مالی بزرگ است.

The roadshow aims to raise awareness about the company's upcoming projects.

هدف از برگزاری نمایش جاده‌ای افزایش آگاهی در مورد پروژه‌های آتی شرکت است.

Many startups use roadshows as a way to attract funding.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها از نمایش جاده‌ای به عنوان راهی برای جذب بودجه استفاده می‌کنند.

The roadshow event will feature keynote speakers from the industry.

در رویداد نمایش جاده‌ای، سخنرانان کلیدی از صنعت حضور خواهند داشت.

Participants at the roadshow can network with other professionals in the field.

شرکت‌کنندگان در نمایش جاده‌ای می‌توانند با سایر متخصصان این حوزه ارتباط برقرار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید