rockchuck

[ایالات متحده]/rɒkˈtʃʌk/
[بریتانیا]/rɑːkˈtʃʌk/

ترجمه

n. دستگاهی مکانیکی برای نگه داشتن سنگ‌ها، که در کاربردهای ماشین‌آلات یا ژئولوژی استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the rockchuck basked on a warm boulder under the morning sun.

سنگ‌خز در زیر خورشید صبحی روی یک سنگ گرم دراز می‌کشید.

a colony of rockchucks inhabited the rocky hillside near the mountain pass.

یک کلونی سنگ‌خز در کنار جاده‌ی کوه‌پیمایی در پهنه‌ی تپه‌ای سنگ‌آلود زندگی می‌کردند.

the rockchuck whistled a sharp warning when the hiker approached too close.

وقتی کوه‌پیم زیاد به آن نزدیک شد، سنگ‌خز یک هشدار تیز فیروزه‌ای داد.

tourists spotted several rockchucks foraging among the alpine wildflowers.

گردشگران چندین سنگ‌خز را در حال جمع‌آوری غذا بین گل‌های جنگل‌های آلپ دیدند.

the rockchuck dug an extensive burrow system beneath the granite outcrop.

سنگ‌خز یک سیستم زیرزمینی گسترده‌ای زیر توده‌ی گرانیتی حفر کرد.

during harsh winters, rockchucks hibernate deep underground for several months.

در زمستان‌های سخت، سنگ‌خزها برای چند ماه در عمق زیر زمین خواب‌گاهی می‌خوابند.

the rockchuck's keen eyes surveyed the surrounding valley for predators.

چشم‌های حساس سنگ‌خز اطراف دشت را برای شکارکنندگان بررسی می‌کرد.

farmers in the region sometimes consider rockchucks to be agricultural pests.

کشاورزان در این منطقه گاهی سنگ‌خزها را به عنوان حشرات مخرب کشاورزی می‌دانند.

the rockchuck sat upright on its hind legs, munching on wild grasses.

سنگ‌خز روی پاهای پشتی خود مستقیم نشسته و روی گیاهان جنگلی غذا می‌خورد.

rockchucks are crepuscular animals, most active during dawn and dusk.

سنگ‌خزها حیوانات نوپدید هستند و بیشتر در صبح و غروب فعال هستند.

the rockchuck vanished into its rocky shelter at the slightest disturbance.

سنگ‌خز در کمترین اذیت به پناهگاه سنگی خود پناه می‌برد.

mountain hikers frequently hear rockchucks chattering and squeaking nearby.

کوه‌پیم‌ها اغلب صدای گریه و گویش سنگ‌خزها را در نزدیکی می‌شنوند.

the rockchuck builds up thick fat reserves to survive the freezing mountain winters.

سنگ‌خز ذخیره‌های چربی ضخیمی را برای زمستان‌های سرد کوه‌ها جمع می‌کند.

wildlife photographers spend hours waiting to capture the perfect rockchuck shot.

فotograf‌های حیات وحش ساعت‌ها صبر می‌کنند تا لحظه‌ی ایده‌آل گرفتن عکس سنگ‌خز را ثبت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید