rockiest

[ایالات متحده]/[ˈrɒkɪst]/
[بریتانیا]/[ˈrɑːkɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.سنگلاخی‌ترین؛ با مشخصه‌ی سنگ‌ها؛ مربوط به یا شبیه به سنگ.
adv.به سنگلاخی‌ترین شکل.

عبارات و ترکیب‌ها

rockiest road

راک‌ ترین مسیر

rockiest climb

راک‌ ترین صعود

rockiest part

راک‌ ترین بخش

rockiest terrain

راک‌ ترین زمین

rockiest times

راک‌ ترین زمان‌ها

rockiest start

راک‌ ترین شروع

rockiest patch

راک‌ ترین قسمت

rockiest moment

راک‌ ترین لحظه

rockiest season

راک‌ ترین فصل

rockiest challenge

راک‌ ترین چالش

جملات نمونه

we hiked the rockiest trail i've ever seen.

ما سخت‌ترین مسیر کوهستانی را که تا به حال دیده‌ام پیمایش کردیم.

the climbers faced the rockiest section of the mountain.

کوهنوردان با سخت‌ترین قسمت کوه روبرو شدند.

after the rain, the rockiest ground was even more slippery.

بعد از باران، زمین سخت‌تر حتی لغزنده تر بود.

the boat struggled through the rockiest waters near the shore.

قایق در آب‌های سخت نزدیک ساحل به سختی پیش رفت.

he chose the rockiest route to prove his climbing skills.

او مسیر سخت را برای اثبات مهارت‌های صعودی خود انتخاب کرد.

the jeep navigated the rockiest terrain with ease.

جیپ به راحتی از زمین سخت عبور کرد.

the rockiest part of the beach was near the cliffs.

سخت‌ترین قسمت ساحل نزدیک صخره‌ها بود.

they built a path through the rockiest area of the garden.

آنها مسیری را از طریق سخت‌ترین قسمت باغ ساختند.

the rockiest climb tested their endurance and resolve.

سخت‌ترین صعود استقامت و اراده آنها را به چالش کشید.

the geologist studied the rockiest formations in the canyon.

زمین‌شناس ساختارهای سخت را در دره مطالعه کرد.

despite the rockiest conditions, they enjoyed the view.

با وجود شرایط سخت، از منظره لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید