stoniest

[ایالات متحده]/[ˈstəʊnɪst]/
[بریتانیا]/[ˈstoʊnɪst]/

ترجمه

adj. بسیار سنگین؛ بسیار سنگی؛ دارای سنگ‌ها؛ پر از سنگ‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

stoniest path

پر سنگ ترین مسیر

stoniest climb

پر سنگ ترین صعود

جملات نمونه

the path was the stoniest i'd ever seen, winding up the mountain.

راهی که سخت‌ترین راهی بود که تا کنون دیده بودم، به سمت بالای کوه می‌گذشت.

he chose the stoniest route to prove his resilience and determination.

او راه سخت‌ترین را انتخاب کرد تا مقاومت و اصرار خود را ثابت کند.

the climbers faced the stoniest terrain, requiring specialized equipment.

کوهنوردان با سخت‌ترین زمین‌های سنگی مواجه شدند که نیاز به تجهیزات ویژه داشت.

after the storm, the beach was covered in the stoniest rubble imaginable.

پس از باران، پایتخت با سنگ‌های سخت‌ترین پراکنده شده بود.

the old castle walls were built with the stoniest blocks available.

دیوارهای قلعه قدیم با سنگ‌های سخت‌ترین موجود ساخته شده بودند.

the quarry provided the stoniest material for the bridge construction.

کارخانه سنگ، مواد سخت‌ترین را برای ساخت پل فراهم کرد.

the landscape was stark and beautiful, characterized by the stoniest cliffs.

منظره خشک و زیبایی بود که با دره‌های سنگی سخت‌ترین مشخص می‌شد.

we navigated the stoniest section of the trail with caution and care.

ما با احتیاط و دقت بخش سخت‌ترین مسیر را طی کردیم.

the riverbed was the stoniest part of the entire valley floor.

پایه رودخانه سخت‌ترین بخش کل زمین‌های دره بود.

the sculptor used the stoniest marble to create a powerful statue.

مصنوع‌ساز از سنگ مرمر سخت‌ترین برای ایجاد یک مجسمه قدرتمند استفاده کرد.

the construction crew worked diligently on the stoniest foundation.

تیم ساخت با دقت بالا روی پایه‌های سنگی سخت‌ترین کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید