roguery in action
عمل فریبکاری
master of roguery
استاد فریبکاری
roguery and charm
فریبکاری و جذابیت
life of roguery
زندگی پر از فریبکاری
roguery at play
فریبکاری در حال اجرا
roguery revealed
افشای فریبکاری
roguery exposed
بر ملا شدن فریبکاری
spirit of roguery
روح فریبکاری
roguery and wit
فریبکاری و هوش
roguery in disguise
فریبکاری در پوشش
his roguery often got him into trouble.
رفت و روبیاش اغلب او را در مشکلی قرار میداد.
she admired his roguery, finding it charming.
او رفت و روبی او را تحسین کرد و آن را جذاب یافت.
the story was filled with tales of roguery and adventure.
داستان پر بود از داستانهای رفت و روبی و ماجراجویی.
roguery can sometimes be mistaken for cleverness.
گاهی اوقات رفت و روبی را با زیرکی اشتباه میگیرند.
his roguery was evident in his playful tricks.
رفت و روبی او در شوخیهای بازیگوشش آشکار بود.
they laughed at his roguery, enjoying the lightheartedness.
آنها به رفت و روبی او خندیدند و از سادگی آن لذت بردند.
roguery is often celebrated in folklore.
رفت و روبی اغلب در فولکلور جشن گرفته میشود.
his reputation for roguery preceded him.
شهرت او برای رفت و روبی پیش از او مشهور بود.
there was a hint of roguery in his smile.
در لبخند او ردی از رفت و روبی وجود داشت.
roguery can sometimes lead to unexpected friendships.
گاهی اوقات رفت و روبی میتواند منجر به دوستیهای غیرمنتظره شود.
roguery in action
عمل فریبکاری
master of roguery
استاد فریبکاری
roguery and charm
فریبکاری و جذابیت
life of roguery
زندگی پر از فریبکاری
roguery at play
فریبکاری در حال اجرا
roguery revealed
افشای فریبکاری
roguery exposed
بر ملا شدن فریبکاری
spirit of roguery
روح فریبکاری
roguery and wit
فریبکاری و هوش
roguery in disguise
فریبکاری در پوشش
his roguery often got him into trouble.
رفت و روبیاش اغلب او را در مشکلی قرار میداد.
she admired his roguery, finding it charming.
او رفت و روبی او را تحسین کرد و آن را جذاب یافت.
the story was filled with tales of roguery and adventure.
داستان پر بود از داستانهای رفت و روبی و ماجراجویی.
roguery can sometimes be mistaken for cleverness.
گاهی اوقات رفت و روبی را با زیرکی اشتباه میگیرند.
his roguery was evident in his playful tricks.
رفت و روبی او در شوخیهای بازیگوشش آشکار بود.
they laughed at his roguery, enjoying the lightheartedness.
آنها به رفت و روبی او خندیدند و از سادگی آن لذت بردند.
roguery is often celebrated in folklore.
رفت و روبی اغلب در فولکلور جشن گرفته میشود.
his reputation for roguery preceded him.
شهرت او برای رفت و روبی پیش از او مشهور بود.
there was a hint of roguery in his smile.
در لبخند او ردی از رفت و روبی وجود داشت.
roguery can sometimes lead to unexpected friendships.
گاهی اوقات رفت و روبی میتواند منجر به دوستیهای غیرمنتظره شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید