rogueries

[ایالات متحده]/ˈrəʊɡəri/
[بریتانیا]/ˈroʊɡəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار ناپسند یا شیطنت‌آمیز؛ فریب‌کاری یا حقه‌بازی؛ رفتار رذل یا شیاطین‌گونه

عبارات و ترکیب‌ها

roguery in action

عمل فریبکاری

master of roguery

استاد فریبکاری

roguery and charm

فریبکاری و جذابیت

life of roguery

زندگی پر از فریبکاری

roguery at play

فریبکاری در حال اجرا

roguery revealed

افشای فریبکاری

roguery exposed

بر ملا شدن فریبکاری

spirit of roguery

روح فریبکاری

roguery and wit

فریبکاری و هوش

roguery in disguise

فریبکاری در پوشش

جملات نمونه

his roguery often got him into trouble.

رفت و روبی‌اش اغلب او را در مشکلی قرار می‌داد.

she admired his roguery, finding it charming.

او رفت و روبی او را تحسین کرد و آن را جذاب یافت.

the story was filled with tales of roguery and adventure.

داستان پر بود از داستان‌های رفت و روبی و ماجراجویی.

roguery can sometimes be mistaken for cleverness.

گاهی اوقات رفت و روبی را با زیرکی اشتباه می‌گیرند.

his roguery was evident in his playful tricks.

رفت و روبی او در شوخی‌های بازیگوشش آشکار بود.

they laughed at his roguery, enjoying the lightheartedness.

آنها به رفت و روبی او خندیدند و از سادگی آن لذت بردند.

roguery is often celebrated in folklore.

رفت و روبی اغلب در فولکلور جشن گرفته می‌شود.

his reputation for roguery preceded him.

شهرت او برای رفت و روبی پیش از او مشهور بود.

there was a hint of roguery in his smile.

در لبخند او ردی از رفت و روبی وجود داشت.

roguery can sometimes lead to unexpected friendships.

گاهی اوقات رفت و روبی می‌تواند منجر به دوستی‌های غیرمنتظره شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید