rollerblade

[ایالات متحده]/ˈrəʊləbleɪd/
[بریتانیا]/ˈroʊləbleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی اسکیت های خطی
vi. بر روی اسکیت های خطی اسکیت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rollerblade park

پارک اسکوتر

rollerblade shoes

کفش اسکوتر

rollerblade rental

اجاره اسکوتر

rollerblade session

جلسه اسکوتر

rollerblade competition

مسابقه اسکوتر

rollerblade tricks

حرکات نمایشی اسکوتر

rollerblade gear

تجهیزات اسکوتر

rollerblade wheels

چرخ‌های اسکوتر

rollerblade safety

ایمنی اسکوتر

rollerblade class

کلاس اسکوتر

جملات نمونه

i love to rollerblade in the park on weekends.

من عاشق اسکیت‌سواری در پارک آخر هفته‌ها هستم.

she learned to rollerblade when she was a child.

او وقتی بچه بود یاد گرفت اسکیت‌سواری کند.

we should rollerblade together sometime.

ما باید گاهی اوقات با هم اسکیت‌سواری کنیم.

he bought a new pair of rollerblades yesterday.

او دیروز یک جفت اسکیت جدید خرید.

they organized a rollerblade race in the city.

آنها یک مسابقه اسکیت در شهر برگزار کردند.

we need to wear protective gear when we rollerblade.

ما باید هنگام اسکیت‌سواری از تجهیزات محافظ استفاده کنیم.

he fell while trying to rollerblade downhill.

او در حالی که سعی می‌کرد به سمت پایین اسکیت‌سواری کند، افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید