rooming house
خانه پانسیون
rooming arrangement
چیدمان اتاق
rooming list
لیست اتاقها
rooming fee
هزینه اتاق
rooming plan
برنامه اتاق
rooming situation
وضعیت اتاق
rooming policy
سیاست اتاق
rooming service
خدمات اتاق
rooming agreement
توافقنامه اتاق
rooming assignment
اختصاص اتاق
rooming with a friend can save you money.
هماتاق شدن با یک دوست میتواند در هزینههای شما صرفهجویی کند.
they decided on rooming together for the semester.
آنها تصمیم گرفتند برای یک ترم با هم هماتاق شوند.
rooming arrangements can be tricky to manage.
چیدمان اتاق میتواند مدیریت آن را دشوار کند.
she enjoys rooming with her classmates during trips.
او از هماتاق شدن با همکلاسیهایش در طول سفرها لذت میبرد.
they had a great time rooming at the conference.
آنها اوقات خوبی را در طول کنفرانس با هم هماتاق بودند.
rooming in a dormitory can foster friendships.
هماتاق شدن در خوابگاه میتواند باعث ایجاد دوستی شود.
finding the right person for rooming is essential.
پیدا کردن فرد مناسب برای هماتاق شدن ضروری است.
she prefers rooming with someone who has similar habits.
او ترجیح میدهد با کسی که عادتهای مشابهی دارد هماتاق شود.
they discussed their rooming preferences before moving in.
آنها قبل از نقل مکان، ترجیحات خود را در مورد هماتاق شدن مورد بحث قرار دادند.
rooming together helped them learn to compromise.
هماتاق شدن به آنها کمک کرد تا یاد بگیرند چگونه مصالحه کنند.
rooming house
خانه پانسیون
rooming arrangement
چیدمان اتاق
rooming list
لیست اتاقها
rooming fee
هزینه اتاق
rooming plan
برنامه اتاق
rooming situation
وضعیت اتاق
rooming policy
سیاست اتاق
rooming service
خدمات اتاق
rooming agreement
توافقنامه اتاق
rooming assignment
اختصاص اتاق
rooming with a friend can save you money.
هماتاق شدن با یک دوست میتواند در هزینههای شما صرفهجویی کند.
they decided on rooming together for the semester.
آنها تصمیم گرفتند برای یک ترم با هم هماتاق شوند.
rooming arrangements can be tricky to manage.
چیدمان اتاق میتواند مدیریت آن را دشوار کند.
she enjoys rooming with her classmates during trips.
او از هماتاق شدن با همکلاسیهایش در طول سفرها لذت میبرد.
they had a great time rooming at the conference.
آنها اوقات خوبی را در طول کنفرانس با هم هماتاق بودند.
rooming in a dormitory can foster friendships.
هماتاق شدن در خوابگاه میتواند باعث ایجاد دوستی شود.
finding the right person for rooming is essential.
پیدا کردن فرد مناسب برای هماتاق شدن ضروری است.
she prefers rooming with someone who has similar habits.
او ترجیح میدهد با کسی که عادتهای مشابهی دارد هماتاق شود.
they discussed their rooming preferences before moving in.
آنها قبل از نقل مکان، ترجیحات خود را در مورد هماتاق شدن مورد بحث قرار دادند.
rooming together helped them learn to compromise.
هماتاق شدن به آنها کمک کرد تا یاد بگیرند چگونه مصالحه کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید