ropewalk

[ایالات متحده]/ˈrəʊp.wɔːk/
[بریتانیا]/ˈroʊp.wɔk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (تنگ) ساختمان برای ساخت طناب
Word Forms
جمعropewalks

عبارات و ترکیب‌ها

ropewalk artist

هنرمند طناب‌رو

ropewalk performance

اجرای طناب‌رو

ropewalk act

نمایش طناب‌رو

ropewalk skill

مهارت طناب‌رو

ropewalk show

نمایش طناب‌رو

ropewalk balance

تعادل طناب‌رو

ropewalk training

آموزش طناب‌رو

ropewalk competition

مسابقه طناب‌رو

ropewalk technique

تکنیک طناب‌رو

ropewalk festival

جشنواره طناب‌رو

جملات نمونه

he learned to walk the ropewalk at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که روی طناب راه برود.

the circus performer dazzled the audience on the ropewalk.

هنرمند سیرک با اجرای خود روی طناب، تماشاگران را مجذوب کرد.

walking the ropewalk requires great balance and concentration.

راه رفتن روی طناب نیاز به تعادل و تمرکز زیادی دارد.

she practiced every day to master the ropewalk.

او هر روز تمرین می‌کرد تا بتواند طناب‌نوردی را به خوبی انجام دهد.

the ropewalk was a highlight of the circus show.

طناب‌نوردی یکی از نقاط برجسته نمایش سیرک بود.

he fell off the ropewalk but quickly got back up.

او از روی طناب افتاد، اما به سرعت دوباره بلند شد.

they set up a ropewalk between two tall trees.

آنها یک طناب‌نوردی بین دو درخت بلند نصب کردند.

the children were fascinated by the ropewalk artist.

کودکان مجذوب هنرمند طناب‌نوردی شدند.

it takes years of training to perform on the ropewalk.

برای اجرای طناب‌نوردی سال‌ها آموزش لازم است.

he felt a rush of adrenaline while on the ropewalk.

او در حین راه رفتن روی طناب، احساس هورمون آدرنالین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید