rostering

[ایالات متحده]/ˈrɒstərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɑːstərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روش برای زمانبندی شیفت‌های کاری و زمان‌ها برای لوکوموتیوها، وسایل نقلیه و کارکنان

عبارات و ترکیب‌ها

staff rostering

برنامه‌ریزی کارکنان

rostering system

سیستم زمان‌بندی

rostering software

نرم‌افزار زمان‌بندی

shift rostering

زمان‌بندی شیفت

rostering tool

ابزار زمان‌بندی

rostering plan

برنامه‌ی زمان‌بندی

automated rostering

زمان‌بندی خودکار

effective rostering

زمان‌بندی موثر

rostering process

فرآیند زمان‌بندی

online rostering

زمان‌بندی آنلاین

جملات نمونه

effective rostering can improve employee satisfaction.

برنامه‌ریزی مؤثر می‌تواند باعث بهبود رضایت شغلی شود.

rostering is essential for managing staff shifts.

برنامه‌ریزی برای مدیریت شیفت‌های کارکنان ضروری است.

she is responsible for the rostering of the team.

او مسئولیت برنامه‌ریزی تیم را بر عهده دارد.

rostering software can streamline the scheduling process.

نرم‌افزار برنامه‌ریزی می‌تواند فرآیند زمان‌بندی را ساده کند.

they are reviewing the rostering system for efficiency.

آنها در حال بررسی سیستم برنامه‌ریزی برای افزایش کارایی هستند.

proper rostering helps reduce overtime costs.

برنامه‌ریزی مناسب به کاهش هزینه‌های اضافه کاری کمک می‌کند.

rostering conflicts can lead to employee frustration.

تضادهای برنامه‌ریزی می‌تواند منجر به نارضایتی کارکنان شود.

training is important for effective rostering practices.

آموزش برای اجرای مؤثر روش‌های برنامه‌ریزی مهم است.

he uses a digital tool for rostering his staff.

او از یک ابزار دیجیتال برای برنامه‌ریزی کارکنان خود استفاده می‌کند.

rostering flexibility can enhance work-life balance.

انعطاف‌پذیری در برنامه‌ریزی می‌تواند تعادل بین کار و زندگی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید