rostra

[ایالات متحده]/'rɒstrə/
[بریتانیا]/'rɑːstrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل rostrum؛ منقار؛ خرطوم

عبارات و ترکیب‌ها

public rostra

صفحه سخنرانی عمومی

speaking rostra

صفحه سخنرانی

elevated rostra

صفحه سخنرانی مرتفع

main rostra

صفحه سخنرانی اصلی

wooden rostra

صفحه سخنرانی چوبی

decorated rostra

صفحه سخنرانی تزئین شده

temporary rostra

صفحه سخنرانی موقت

central rostra

صفحه سخنرانی مرکزی

outdoor rostra

صفحه سخنرانی فضای باز

academic rostra

صفحه سخنرانی دانشگاهی

جملات نمونه

the speaker stood confidently at the rostra.

سخنرانی با اعتماد به نفس در پشت تریبون ایستاد.

the rostra was adorned with flowers for the ceremony.

تریبون با گل تزئین شده بود برای مراسم.

many important announcements were made from the rostra.

اعلامیه‌های مهم بسیاری از تریبون اعلام شد.

students practiced their speeches on the rostra.

دانشجویان سخنرانی‌های خود را روی تریبون تمرین کردند.

he felt nervous standing at the rostra.

او احساس کرد که در حالی که در کنار تریبون ایستاده بود، عصبی است.

the rostra provided a clear view for the audience.

تریبون یک نمای واضح برای مخاطبان فراهم کرد.

she delivered her speech passionately from the rostra.

او با شور و اشتیاق سخنرانی خود را از تریبون ارائه داد.

the rostra was set up for the annual conference.

تریبون برای کنفرانس سالانه آماده شده بود.

he used the rostra to address the crowd.

او از تریبون برای صحبت با جمعیت استفاده کرد.

the rostra was the focal point of the event.

تریبون نقطه کانونی رویداد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید