public rostra
صفحه سخنرانی عمومی
speaking rostra
صفحه سخنرانی
elevated rostra
صفحه سخنرانی مرتفع
main rostra
صفحه سخنرانی اصلی
wooden rostra
صفحه سخنرانی چوبی
decorated rostra
صفحه سخنرانی تزئین شده
temporary rostra
صفحه سخنرانی موقت
central rostra
صفحه سخنرانی مرکزی
outdoor rostra
صفحه سخنرانی فضای باز
academic rostra
صفحه سخنرانی دانشگاهی
the speaker stood confidently at the rostra.
سخنرانی با اعتماد به نفس در پشت تریبون ایستاد.
the rostra was adorned with flowers for the ceremony.
تریبون با گل تزئین شده بود برای مراسم.
many important announcements were made from the rostra.
اعلامیههای مهم بسیاری از تریبون اعلام شد.
students practiced their speeches on the rostra.
دانشجویان سخنرانیهای خود را روی تریبون تمرین کردند.
he felt nervous standing at the rostra.
او احساس کرد که در حالی که در کنار تریبون ایستاده بود، عصبی است.
the rostra provided a clear view for the audience.
تریبون یک نمای واضح برای مخاطبان فراهم کرد.
she delivered her speech passionately from the rostra.
او با شور و اشتیاق سخنرانی خود را از تریبون ارائه داد.
the rostra was set up for the annual conference.
تریبون برای کنفرانس سالانه آماده شده بود.
he used the rostra to address the crowd.
او از تریبون برای صحبت با جمعیت استفاده کرد.
the rostra was the focal point of the event.
تریبون نقطه کانونی رویداد بود.
public rostra
صفحه سخنرانی عمومی
speaking rostra
صفحه سخنرانی
elevated rostra
صفحه سخنرانی مرتفع
main rostra
صفحه سخنرانی اصلی
wooden rostra
صفحه سخنرانی چوبی
decorated rostra
صفحه سخنرانی تزئین شده
temporary rostra
صفحه سخنرانی موقت
central rostra
صفحه سخنرانی مرکزی
outdoor rostra
صفحه سخنرانی فضای باز
academic rostra
صفحه سخنرانی دانشگاهی
the speaker stood confidently at the rostra.
سخنرانی با اعتماد به نفس در پشت تریبون ایستاد.
the rostra was adorned with flowers for the ceremony.
تریبون با گل تزئین شده بود برای مراسم.
many important announcements were made from the rostra.
اعلامیههای مهم بسیاری از تریبون اعلام شد.
students practiced their speeches on the rostra.
دانشجویان سخنرانیهای خود را روی تریبون تمرین کردند.
he felt nervous standing at the rostra.
او احساس کرد که در حالی که در کنار تریبون ایستاده بود، عصبی است.
the rostra provided a clear view for the audience.
تریبون یک نمای واضح برای مخاطبان فراهم کرد.
she delivered her speech passionately from the rostra.
او با شور و اشتیاق سخنرانی خود را از تریبون ارائه داد.
the rostra was set up for the annual conference.
تریبون برای کنفرانس سالانه آماده شده بود.
he used the rostra to address the crowd.
او از تریبون برای صحبت با جمعیت استفاده کرد.
the rostra was the focal point of the event.
تریبون نقطه کانونی رویداد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید