rostral

[ایالات متحده]/ˈrɒstrəl/
[بریتانیا]/ˈrɑːstrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به منقار یا پوزه؛ واقع در سمت دهان یا پوزه؛ دارای منقار یا ساختار شبیه منقار

عبارات و ترکیب‌ها

rostral end

سرِ عقابی

rostral region

ناحیه‌ی عقابی

rostral part

بخشی از عقاب

rostral surface

سطح عقابی

rostral direction

جهت عقابی

rostral aspect

جنبه‌ی عقابی

rostral tip

نوک عقابی

rostral view

نمای عقابی

rostral feature

ویژگی عقابی

rostral process

فرایند عقابی

جملات نمونه

the rostral region of the brain is crucial for processing sensory information.

ناحیه‌ی عقبی مغز برای پردازش اطلاعات حسی بسیار حیاتی است.

in fish, the rostral part of the skull is often elongated.

در ماهی‌ها، قسمت عقبی جمجمه اغلب کشیده شده است.

the rostral end of the organism is where the mouth is located.

سر عقبی موجود زنده جایی است که دهان قرار دارد.

rostral structures are essential for navigation in many animals.

ساختارهای عقبی برای جهت‌یابی در بسیاری از حیوانات ضروری هستند.

the rostral part of the spine can affect posture.

قسمت عقبی ستون فقرات می‌تواند بر وضعیت بدنی تأثیر بگذارد.

researchers studied the rostral anatomy of various species.

محققان آناتومی عقبی گونه‌های مختلف را مطالعه کردند.

the rostral area is often involved in decision-making processes.

ناحیه‌ی عقبی اغلب در فرآیندهای تصمیم‌گیری نقش دارد.

in birds, the rostral beak is adapted for feeding.

در پرندگان، نوک عقبی برای تغذیه سازگار شده است.

understanding the rostral features can help in species identification.

درک ویژگی‌های عقبی می‌تواند به شناسایی گونه‌ها کمک کند.

the rostral end of the nerve plays a role in signal transmission.

سر عقبی عصب در انتقال سیگنال نقش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید