rouged cheeks
گونههای سرخ
rouged lips
لبهای سرخ
rouged face
چهره سرخ
rouged skin
پوست سرخ
rouged appearance
ظاهر سرخ
rouged look
ظاهر سرخ
rouged makeup
آرایش سرخ
rouged tone
تناژ سرخ
rouged blush
بزرگنمایی سرخ
rouged glow
درخشش سرخ
she rouged her cheeks before the party.
او قبل از مهمانی گونههای خود را سرخ کرد.
the actress rouged her lips for the photoshoot.
بازیگر لبهای خود را برای عکاسی سرخ کرد.
he noticed how she rouged her face with great care.
او متوجه شد که او با دقت فراوان صورت خود را سرخ میکند.
rouged cheeks were a popular trend in the 1920s.
گونههای سرخ مد رایج در دهه 1920 بودند.
the makeup artist rouged the model beautifully.
آرایشگر مدل را به زیبایی سرخ کرد.
she prefers a natural look over rouged features.
او ظاهر طبیعی را به ویژگیهای سرخکرده ترجیح میدهد.
after applying foundation, she rouged her face.
پس از استفاده از کرم پودر، او صورت خود را سرخ کرد.
he complimented her for her rouged appearance.
او او را به خاطر ظاهر سرخ شدهاش تحسین کرد.
the artist rouged the portrait to add warmth.
هنرمند برای افزودن گرما، پرتره را سرخ کرد.
she rouged her face lightly for a fresh look.
او به آرامی صورت خود را سرخ کرد تا ظاهری با طراوت داشته باشد.
rouged cheeks
گونههای سرخ
rouged lips
لبهای سرخ
rouged face
چهره سرخ
rouged skin
پوست سرخ
rouged appearance
ظاهر سرخ
rouged look
ظاهر سرخ
rouged makeup
آرایش سرخ
rouged tone
تناژ سرخ
rouged blush
بزرگنمایی سرخ
rouged glow
درخشش سرخ
she rouged her cheeks before the party.
او قبل از مهمانی گونههای خود را سرخ کرد.
the actress rouged her lips for the photoshoot.
بازیگر لبهای خود را برای عکاسی سرخ کرد.
he noticed how she rouged her face with great care.
او متوجه شد که او با دقت فراوان صورت خود را سرخ میکند.
rouged cheeks were a popular trend in the 1920s.
گونههای سرخ مد رایج در دهه 1920 بودند.
the makeup artist rouged the model beautifully.
آرایشگر مدل را به زیبایی سرخ کرد.
she prefers a natural look over rouged features.
او ظاهر طبیعی را به ویژگیهای سرخکرده ترجیح میدهد.
after applying foundation, she rouged her face.
پس از استفاده از کرم پودر، او صورت خود را سرخ کرد.
he complimented her for her rouged appearance.
او او را به خاطر ظاهر سرخ شدهاش تحسین کرد.
the artist rouged the portrait to add warmth.
هنرمند برای افزودن گرما، پرتره را سرخ کرد.
she rouged her face lightly for a fresh look.
او به آرامی صورت خود را سرخ کرد تا ظاهری با طراوت داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید