rouleau

[ایالات متحده]/ruːˈləʊ/
[بریتانیا]/ruˈloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رول سکه‌ها; اسکرول; کلاستر گلبول‌های قرمز; پول بسته‌بندی شده
Word Forms
جمعrouleaux

عبارات و ترکیب‌ها

paint rouleau

رولوی رنگ

rouleau de film

رول فیلم

rouleau de papier

رول کاغذ

rouleau à pâtisserie

رول خمیر

rouleau de scotch

رول اسکاتچ

rouleau de peinture

رولوی رنگ

rouleau de tissu

رول پارچه

rouleau de fil

رول نخ

rouleau de carton

رول مقوا

rouleau de sushi

سوشی رول

جملات نمونه

he rolled out the dough with a rouleau.

او خمیر را با یک غلتک باز کرد.

the painter used a rouleau to apply the paint smoothly.

نقاش از یک غلتک برای اعمال رنگ به طور یکنواخت استفاده کرد.

she bought a rouleau of wrapping paper for the gift.

او یک غلتک کاغذ کادو برای هدیه خرید.

we need a rouleau to finish this project efficiently.

ما به یک غلتک برای اتمام این پروژه به طور کارآمد نیاز داریم.

the chef demonstrated how to use a rouleau for pastry.

سرآشپز نحوه استفاده از غلتک برای شیرینی پزی را نشان داد.

he found a rouleau of coins hidden in the drawer.

او یک غلتک سکه پنهان در کشو پیدا کرد.

the artist created a unique texture using a rouleau.

هنرمند با استفاده از یک غلتک بافتی منحصر به فرد ایجاد کرد.

she prefers a rouleau over a brush for painting.

او ترجیح می دهد برای نقاشی از یک غلتک به جای قلم مو استفاده کند.

they used a rouleau to secure the fabric tightly.

آنها از یک غلتک برای محکم کردن پارچه به طور محکم استفاده کردند.

he bought a rouleau of film for his camera.

او یک غلتک فیلم برای دوربین خود خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید