| جمع | rouleaux |
paint rouleau
رولوی رنگ
rouleau de film
رول فیلم
rouleau de papier
رول کاغذ
rouleau à pâtisserie
رول خمیر
rouleau de scotch
رول اسکاتچ
rouleau de peinture
رولوی رنگ
rouleau de tissu
رول پارچه
rouleau de fil
رول نخ
rouleau de carton
رول مقوا
rouleau de sushi
سوشی رول
he rolled out the dough with a rouleau.
او خمیر را با یک غلتک باز کرد.
the painter used a rouleau to apply the paint smoothly.
نقاش از یک غلتک برای اعمال رنگ به طور یکنواخت استفاده کرد.
she bought a rouleau of wrapping paper for the gift.
او یک غلتک کاغذ کادو برای هدیه خرید.
we need a rouleau to finish this project efficiently.
ما به یک غلتک برای اتمام این پروژه به طور کارآمد نیاز داریم.
the chef demonstrated how to use a rouleau for pastry.
سرآشپز نحوه استفاده از غلتک برای شیرینی پزی را نشان داد.
he found a rouleau of coins hidden in the drawer.
او یک غلتک سکه پنهان در کشو پیدا کرد.
the artist created a unique texture using a rouleau.
هنرمند با استفاده از یک غلتک بافتی منحصر به فرد ایجاد کرد.
she prefers a rouleau over a brush for painting.
او ترجیح می دهد برای نقاشی از یک غلتک به جای قلم مو استفاده کند.
they used a rouleau to secure the fabric tightly.
آنها از یک غلتک برای محکم کردن پارچه به طور محکم استفاده کردند.
he bought a rouleau of film for his camera.
او یک غلتک فیلم برای دوربین خود خرید.
paint rouleau
رولوی رنگ
rouleau de film
رول فیلم
rouleau de papier
رول کاغذ
rouleau à pâtisserie
رول خمیر
rouleau de scotch
رول اسکاتچ
rouleau de peinture
رولوی رنگ
rouleau de tissu
رول پارچه
rouleau de fil
رول نخ
rouleau de carton
رول مقوا
rouleau de sushi
سوشی رول
he rolled out the dough with a rouleau.
او خمیر را با یک غلتک باز کرد.
the painter used a rouleau to apply the paint smoothly.
نقاش از یک غلتک برای اعمال رنگ به طور یکنواخت استفاده کرد.
she bought a rouleau of wrapping paper for the gift.
او یک غلتک کاغذ کادو برای هدیه خرید.
we need a rouleau to finish this project efficiently.
ما به یک غلتک برای اتمام این پروژه به طور کارآمد نیاز داریم.
the chef demonstrated how to use a rouleau for pastry.
سرآشپز نحوه استفاده از غلتک برای شیرینی پزی را نشان داد.
he found a rouleau of coins hidden in the drawer.
او یک غلتک سکه پنهان در کشو پیدا کرد.
the artist created a unique texture using a rouleau.
هنرمند با استفاده از یک غلتک بافتی منحصر به فرد ایجاد کرد.
she prefers a rouleau over a brush for painting.
او ترجیح می دهد برای نقاشی از یک غلتک به جای قلم مو استفاده کند.
they used a rouleau to secure the fabric tightly.
آنها از یک غلتک برای محکم کردن پارچه به طور محکم استفاده کردند.
he bought a rouleau of film for his camera.
او یک غلتک فیلم برای دوربین خود خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید