roundelay

[ایالات متحده]/ˌraʊndɪˈleɪ/
[بریتانیا]/ˌraʊndɪˈleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی رقص یا ترانه گرد; ملودی کوتاه و جذاب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sing roundelay

اجرای رندلِی

dance roundelay

رقص رندلِی

roundelay song

آهنگ رندلِی

play roundelay

اجرا کردن رندلِی

roundelay style

سبک رندلِی

roundelay form

فرم رندلِی

write roundelay

نوشتن رندلِی

roundelay dance

رقص رندلِی

roundelay music

موسیقی رندلِی

roundelay rhythm

ریتم رندلِی

جملات نمونه

the musicians performed a beautiful roundelay at the concert.

موسیقیدانان یک رندلای زیبا را در کنسرت اجرا کردند.

we danced in a roundelay, celebrating the festival.

ما در یک رندلای رقصیدیم و جشنواره را جشن گرفتیم.

the children sang a roundelay during the school assembly.

کودکان در طول سررسید مدرسه یک رندلای خواندند.

her voice soared beautifully in the roundelay.

صدای او به زیبایی در رندلای بالا رفت.

they created a roundelay that echoed through the hall.

آنها یک رندلای ایجاد کردند که در سالن طنین انداز شد.

the roundelay was a highlight of the evening's performance.

رندلای یکی از نقاط برجسته اجرای شب بود.

she composed a roundelay for the dance group.

او یک رندلای برای گروه رقص ساخت.

the roundelay featured intricate harmonies and lively rhythms.

رندلای شامل هارمونی های پیچیده و ریتم های پر جنب و جوش بود.

everyone joined in the roundelay, creating a joyful atmosphere.

همه در رندلای شرکت کردند و فضایی شاداب ایجاد کردند.

he wrote a roundelay that captured the spirit of spring.

او یک رندلای نوشت که روحیه بهار را به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید