roundly

[ایالات متحده]/'raʊn(d)lɪ/
[بریتانیا]/'raʊndli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شدت; به طور خشن تقریبا; به طور تقریبی

عبارات و ترکیب‌ها

criticized roundly

به شدت مورد انتقاد قرار گرفت

defeated roundly

به شدت شکست خورد

condemned roundly

به شدت محکوم شد

rejected roundly

به شدت رد شد

applauded roundly

به شدت تشویق شد

جملات نمونه

the army was roundly beaten.

ارتش به شدت شکست خورد.

applauded roundly; was roundly criticized.

به طور گسترده تشویق شد؛ به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت.

she told him roundly to get to the point.

او به او به شدت گفت که به اصل مطلب برود.

They roundly denounced him for quitting.

آنها به شدت او را به دلیل ترک کار محکوم کردند.

was roundly chastised for insolence.

به دلیل بی احترامی به شدت مورد سرزنش قرار گرفت.

He was roundly condemned for his mistake.

او به شدت به خاطر اشتباهش محکوم شد.

The average works out roundly at 100.

به طور کلی میانگین حدود 100 می شود.

he was a middle-aged, roundly built man.

او یک مرد میانسال و با بدنی گرد بود.

insider dealing has been roundly trounced.

معاملات داخلی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.

The reviewer roundly criticized the novel.

منتقد به شدت رمان را مورد انتقاد قرار داد.

I cursed her roundly for being late.

من به شدت او را به خاطر دیر رسیدنش نفرین کردم.

the latest attacks have been roundly condemned by campaigners for peace.

آخرین حملات به طور گسترده توسط فعالان صلح محکوم شده اند.

This paper roundly discussed the basic characters of instruction art in teaching,which include its characteristics in performance,creativity,aesthetics,sentiment and overmastering.

این مقاله به طور جامع شخصیت های اساسی هنر آموزشی در آموزش را مورد بحث قرار داد که شامل ویژگی های آن در عملکرد، خلاقیت، زیبایی شناسی، احساس و تسلط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید