rubbishes everywhere
زبالههای همه جا
clean up rubbishes
پاک کردن زبالهها
rubbishes in bags
زبالهها در کیسهها
collect rubbishes daily
جمعآوری زبالهها روزانه
rubbishes on streets
زبالهها در خیابانها
discarded rubbishes
زبالههای دور ریخته شده
rubbishes and waste
زباله و ضایعات
rubbishes in bins
زبالهها در سطلها
rubbishes collection point
نقطه جمعآوری زباله
remove rubbishes promptly
زبالهها را به سرعت خارج کنید
he always rubbishes my ideas without giving them a chance.
او همیشه ایدههای من را بدون دادن فرصت به آنها بیارزش میکند.
don't rubbish the hard work that went into this project.
نپوشانید تلاش زیادی که در این پروژه انجام شده است.
she rubbishes everything that doesn't align with her beliefs.
او هر چیزی را که با باورهای او همخوانی ندارد بیارزش میکند.
it's unfair to rubbish someone's efforts without understanding their situation.
بیارزش کردن تلاشهای کسی بدون درک وضعیت او غیرمنصفانه است.
he rubbishes the critics' opinions as irrelevant.
او نظرات منتقدان را بیربط میداند.
many people rubbish the idea of working from home.
بسیاری از مردم ایده کار از خانه را بیارزش میکنند.
she tends to rubbish any feedback she receives.
او معمولاً هر بازخورد دریافتی را بیارزش میکند.
rubbishing someone else's achievements only reflects poorly on you.
بیارزش کردن دستاوردهای دیگران فقط بازتابی از خود شماست.
it's easy to rubbish a plan when you haven't put in the effort.
وقتی تلاش نکردهاید، بیارزش کردن یک طرح آسان است.
rubbishing new ideas can stifle creativity in the workplace.
بیارزش کردن ایدههای جدید میتواند خلاقیت را در محیط کار سرکوب کند.
rubbishes everywhere
زبالههای همه جا
clean up rubbishes
پاک کردن زبالهها
rubbishes in bags
زبالهها در کیسهها
collect rubbishes daily
جمعآوری زبالهها روزانه
rubbishes on streets
زبالهها در خیابانها
discarded rubbishes
زبالههای دور ریخته شده
rubbishes and waste
زباله و ضایعات
rubbishes in bins
زبالهها در سطلها
rubbishes collection point
نقطه جمعآوری زباله
remove rubbishes promptly
زبالهها را به سرعت خارج کنید
he always rubbishes my ideas without giving them a chance.
او همیشه ایدههای من را بدون دادن فرصت به آنها بیارزش میکند.
don't rubbish the hard work that went into this project.
نپوشانید تلاش زیادی که در این پروژه انجام شده است.
she rubbishes everything that doesn't align with her beliefs.
او هر چیزی را که با باورهای او همخوانی ندارد بیارزش میکند.
it's unfair to rubbish someone's efforts without understanding their situation.
بیارزش کردن تلاشهای کسی بدون درک وضعیت او غیرمنصفانه است.
he rubbishes the critics' opinions as irrelevant.
او نظرات منتقدان را بیربط میداند.
many people rubbish the idea of working from home.
بسیاری از مردم ایده کار از خانه را بیارزش میکنند.
she tends to rubbish any feedback she receives.
او معمولاً هر بازخورد دریافتی را بیارزش میکند.
rubbishing someone else's achievements only reflects poorly on you.
بیارزش کردن دستاوردهای دیگران فقط بازتابی از خود شماست.
it's easy to rubbish a plan when you haven't put in the effort.
وقتی تلاش نکردهاید، بیارزش کردن یک طرح آسان است.
rubbishing new ideas can stifle creativity in the workplace.
بیارزش کردن ایدههای جدید میتواند خلاقیت را در محیط کار سرکوب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید