ruck

[ایالات متحده]/rʌk/
[بریتانیا]/rʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چروک; شخص عادی; مقدار زیاد
vt. چروک کردن
vi. چروک شدن
Word Forms
زمان گذشتهrucked
شکل سوم شخص مفردrucks
قسمت سوم فعلrucked
جمعrucks
صفت یا فعل حال استمراریrucking

عبارات و ترکیب‌ها

ruck formation

تشکیل رخ

ruck contest

مسابقه رخ

جملات نمونه

Your blouse has rucked up at the back.

بلوز شما از پشت جمع شده است.

Her skirt was rucked up.

جلوِ دامن او چروک شده بود.

Eleanor's dress rucked up at the front.

جلوِ لباس النور چروک شده بود.

His briliance raised him above the ruck.

هوش و ذکاوت او را از میان هرج و مرج بالا برد.

Harry squeezed through the ruck to order another pint.

هری از میان هرج و مرج عبور کرد تا یک لیوان دیگر سفارش دهد.

There was a ruck in the playground after school.

پس از مدرسه، هرج و مرجی در زمین بازی وجود داشت.

The rugby players formed a ruck to gain possession of the ball.

بازیکنان راگبی یک رَک (تجمع) تشکیل دادند تا مالکیت توپ را به دست آورند.

He dived into the ruck to try and retrieve the ball.

او برای به دست آوردن توپ به داخل رَک شیرجه زد.

The ruck in the market caused chaos among the shoppers.

هرج و مرجی در بازار باعث هرج و مرج در بین خریداران شد.

The political ruck led to the resignation of several cabinet members.

هرج و مرج سیاسی منجر به استعفای چندین عضو کابینه شد.

She found herself in the middle of a ruck during the protest.

او در میانه اعتراضات در میان هرج و مرج خود را یافت.

The ruck on the dance floor was getting out of control.

هرج و مرجی در کف رقص از کنترل خارج می شد.

The ruck between the two rival gangs resulted in injuries.

هرج و مرجی بین دو باند رقیب منجر به جراحت شد.

A ruck broke out at the concert when the fans started pushing and shoving.

در کنسرت، هرج و مرجی رخ داد، زمانی که طرفداران شروع به هل دادن و شلوغ کردن کردند.

The ruck at the airport delayed our flight by several hours.

هرج و مرجی در فرودگاه باعث تاخیر چند ساعته پرواز ما شد.

نمونه‌های واقعی

It's just 120 grammes to pack into your ruck sack.

فقط 120 گرم است که باید در کوله‌پشتی شما بسته‌باری کنید.

منبع: Gourmet Base

So do you ever ruck march like put on a heavyweight and ruck?

پس آیا تا به حال رُک مارش کرده‌اید، مثل این‌که یک وزنه سنگین بگذارید و رُک کنید؟

منبع: Huberman Lab

" I want to be sure the sleeves don't ruck up the same as they did yesterday" .

«می‌خواهم مطمئن شوم که آستین‌ها مانند دیروز بالا نمی‌روند.»

منبع: Summer

I am indebted to him for this cross and the reputation of having rendered those alleged diplomatic services, which have lifted me out of the ruck.

من به خاطر این صلیب و شهرت ارائه خدمات دیپلماتیک ادعایی که مرا از میان هرج و مرج بیرون آورده است، به او مدیونم.

منبع: The Red and the Black (Part Four)

If work's sure and steady theer, labour's paid at starvation prices; while here we'n rucks o' money coming in one quarter, and ne'er a farthing th' next.

اگر کار مطمئن و ثابت باشد، نیروی کار با قیمت‌های گرسنگی پرداخت می‌شود؛ در حالی که اینجا ما رُک‌هایی از پول در یک فصل داریم و در فصل بعد حتی یک پنس هم نداریم.

منبع: The South and the North (Part 2)

He spared neither tool nor strength; it was heavy work; his shirt rucked up from his trousers at the waist, leaving him bare in front; he lifted on his toes each time to give the sledge a better swing.

او نه ابزار و نه نیرویی را دریغ نکرد؛ کار سنگینی بود؛ پیراهنش از کمر شلوارش بالا رفته بود و جلوی بدنش برهنه بود؛ او هر بار روی پنجه پا بلند می‌شد تا بتواند با بهتر سوتس را به حرکت درآورد.

منبع: The Growth of the Earth (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید