rudders

[ایالات متحده]/ˈrʌdəz/
[بریتانیا]/ˈrʌdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم لنگر; دستگاه هدایت برای کشتی یا هواپیما

عبارات و ترکیب‌ها

steering rudders

بادبانک‌های فرمان‌دار

fixed rudders

بادبانکه‌های ثابت

adjustable rudders

بادبانکه‌های قابل تنظیم

dual rudders

بادبانکه‌های دوگانه

vertical rudders

بادبانکه‌های عمودی

large rudders

بادبانکه‌های بزرگ

small rudders

بادبانکه‌های کوچک

port rudders

بادبانکه‌های سمت چپ

starboard rudders

بادبانکه‌های سمت راست

active rudders

بادبانکه‌های فعال

جملات نمونه

boats use rudders to steer in the water.

کشتی‌ها از روآب‌ها برای هدایت در آب استفاده می‌کنند.

the pilot adjusted the rudders for better control.

خلبان برای کنترل بهتر، روآب‌ها را تنظیم کرد.

rudders play a crucial role in navigation.

روآب‌ها نقش مهمی در ناوبری ایفا می‌کنند.

he learned how to repair the rudders on his boat.

او یاد گرفت که چگونه روآب‌های قایق خود را تعمیر کند.

rudders can be affected by strong currents.

روآب‌ها ممکن است تحت تأثیر جریان‌های قوی قرار گیرند.

she painted the rudders bright red for visibility.

او روآب‌ها را به دلیل دید بهتر، به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.

adjusting the rudders can improve fuel efficiency.

تنظیم روآب‌ها می‌تواند باعث بهبود راندمان سوخت شود.

different types of boats have various rudder designs.

انواع مختلف قایق‌ها طرح‌های روآب مختلفی دارند.

he studied how rudders affect a ship's performance.

او مطالعه کرد که چگونه روآب‌ها بر عملکرد یک کشتی تأثیر می‌گذارند.

the captain gave orders to turn the rudders.

کاپیتان دستور داد که روآب‌ها را بچرخانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید