ruddys

[ایالات متحده]/ˈrʌdi/
[بریتانیا]/ˈrʌdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای رنگ قرمز سالم؛ قرمز در رنگ؛ مقایسه‌ای: قرمزتر، عالی‌ترین: قرمزترین.

عبارات و ترکیب‌ها

ruddy cheeks

گونه‌های سرخ

ruddy complexion

پوست سرخ

ruddy glow

درخشش سرخ

ruddy skin

پوست سرخ

جملات نمونه

the ruddy evening light.

نور غروب سرخ

That young man has a ruddy face.

آن جوان چهره‌ای سرخ دارد.

a cheerful pipe-smoking man of ruddy complexion.

یک مرد شاد سیگارکش با رنگ سرخ.

Her grandfather is a jovial, ruddy-faced old gentleman.

پدربزرگش یک جنتلمن پیر شاداب، قرمز رنگ و خوش‌چه بود.

That hunter has a ruddy face because he is outdoors so much.

آن شکارچی صورتی دارد زیرا او زیاد در فضای باز است.

Sanderlings, ruddy turnstones, semipalmated sandpipers, dunlins and more than half the world's population of red knots are among the species that double their weight eating the nutritious eggs.

چلکای دریایی،چلک‌های سررنگ،چلک‌های نیمه‌کف پا، دانلین‌ها و بیش از نیم جمعیت جهان ازچلک‌های سرخ در میان گونه‌هایی هستند که با خوردن تخم‌های مغذی، وزن خود را دو برابر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید