rudest

[ایالات متحده]/ruːdɛst/
[بریتانیا]/ruːdɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شکل عالی از بی ادبی؛ بسیار بی ادب یا توهین‌آمیز؛ خشن؛ خام؛ اولیه؛ خشن؛ تقریباً غیر اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

rudest person

بی ادب ترین شخص

rudest comment

بی ادبانه ترین نظر

rudest behavior

رفتار بی ادبانه ترین

rudest response

پاسخ بی ادبانه ترین

rudest remark

اظهار نظر بی ادبانه ترین

rudest reply

پاسخگویی بی ادبانه ترین

rudest attitude

حرف زدن بی ادبانه ترین

rudest gesture

حرکت بی ادبانه ترین

rudest joke

جک بی ادبانه ترین

rudest act

عمل بی ادبانه ترین

جملات نمونه

he was the rudest person at the party.

او بی‌ادب‌ترین شخص در مهمانی بود.

her comments were the rudest i've ever heard.

نظرات او بی‌ادبانه‌ترین چیزی بود که تا به حال شنیده‌ام.

it's rude to interrupt someone when they are speaking.

وقتی کسی صحبت می‌کند، قطع کردن صحبتش بی‌ادبانه است.

he made the rudest remarks during the meeting.

او بی‌ادبانه‌ترین حرف‌ها را در طول جلسه گفت.

she received the rudest response from the customer service.

او پاسخ بی‌ادبانه‌ترین را از خدمات مشتری دریافت کرد.

being the rudest in the group doesn't earn you respect.

بی‌ادب‌ترین بودن در گروه باعث کسب احترام نمی‌شود.

his behavior was the rudest i've ever witnessed.

رفتار او بی‌ادبانه‌ترین چیزی بود که تا به حال دیده‌ام.

she thought it was rude to leave without saying goodbye.

او فکر می‌کرد بدون خداحافظی رفتن بی‌ادبانه است.

they were the rudest guests we've ever had.

آنها بی‌ادبانه‌ترین مهمانانی بودند که تا به حال داشته‌ایم.

it was the rudest thing to say in that situation.

گفتن آن حرف در آن شرایط بی‌ادبانه‌ترین بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید