politest

[ایالات متحده]/pəˈlaɪtɛst/
[بریتانیا]/pəˈlaɪtɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم عالی از محترمانه؛ مودب‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

politest person

حرفه‌ای‌ترین شخص

politest response

پاسخ مودبانه

politest way

راه مودبانه

politest remarks

اظهارات مودبانه

politest gesture

حرکت مودبانه

politest advice

مشاوره مودبانه

politest request

درخواست مودبانه

politest tone

لحن مودبانه

politest invitation

دعوت مودبانه

politest comment

نظرات مودبانه

جملات نمونه

she is the politest person i have ever met.

او مؤدب‌ترین فردی است که تا به حال ملاقات کرده‌ام.

he always tries to be the politest in the group.

او همیشه سعی می‌کند در بین گروه مؤدب‌ترین باشد.

it's important to be the politest when meeting new people.

هنگام ملاقات با افراد جدید، مهم است که مؤدب باشید.

being the politest can help you make a good impression.

مؤدب بودن می‌تواند به شما کمک کند تا تاثیر خوبی بگذارید.

she received compliments for being the politest at the event.

او به خاطر مؤدب بودنش در این رویداد، تحسین شد.

he believes that being the politest leads to better relationships.

او معتقد است که مؤدب بودن منجر به روابط بهتر می‌شود.

in interviews, being the politest can set you apart from others.

در مصاحبه‌ها، مؤدب بودن می‌تواند شما را از دیگران متمایز کند.

she always aims to be the politest in every conversation.

او همیشه سعی می‌کند در هر مکالمه‌ای مؤدب‌ترین باشد.

he was recognized as the politest employee of the month.

او به عنوان مؤدب‌ترین کارمند ماه شناخته شد.

being the politest can sometimes open doors in your career.

مؤدب بودن گاهی اوقات می‌تواند درهای شغلی را برای شما باز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید