ruga

[ایالات متحده]/ˈruːɡə/
[بریتانیا]/ˈruːɡə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چین یا چروک، به ویژه در یک بافت یا ارگان؛ برآمدگی یا چین روی یک سطح
Word Forms
جمعrugas

عبارات و ترکیب‌ها

ruga analysis

تجزیه و تحلیل رگا

ruga pattern

الگوی رگا

ruga formation

تشکیل رگا

ruga structure

ساختار رگا

ruga development

توسعه رگا

ruga measurement

اندازه گیری رگا

ruga evaluation

ارزیابی رگا

ruga characteristics

ویژگی های رگا

ruga assessment

ارزیابی رگا

ruga classification

طبقه بندی رگا

جملات نمونه

he has a ruga on his forehead.

او یک رژا روی پیشانی خود دارد.

she noticed a ruga forming around her eyes.

او متوجه شد که یک رژا در حال شکل گیری در اطراف چشمانش است.

ruga patterns can indicate age.

الگوهای رژا می‌توانند نشان‌دهنده سن باشند.

the ruga on the skin is a sign of dehydration.

رژا روی پوست نشانه‌ای از کم آبی است.

he tried to smooth out the ruga on his shirt.

او سعی کرد رژا روی پیراهنش را صاف کند.

rugae can be found in the stomach lining.

می‌توان رژا را در پوشش معده یافت.

she used a cream to reduce the appearance of rugae.

او از یک کرم برای کاهش ظاهر رژا استفاده کرد.

the ruga in the carpet made it look old.

رژا در فرش باعث شد که قدیمی به نظر برسد.

he laughed, causing rugae to form around his mouth.

او خندید و باعث شد رژا در اطراف دهانش شکل بگیرد.

the doctor explained the significance of rugae in digestion.

پزشک اهمیت رژا در هضم را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید