rule-based system
سیستم مبتنی بر قواعد
rule-based approach
رویکرد مبتنی بر قواعد
rule-based engine
موتور مبتنی بر قواعد
rule-based reasoning
استدلال مبتنی بر قواعد
rule-based design
طراحی مبتنی بر قواعد
rule-based expert
متخصص مبتنی بر قواعد
rule-based analysis
تحلیل مبتنی بر قواعد
the system uses a rule-based approach to identify potential fraud.
سیستم از رویکرد قاعدهپایه برای شناسایی فریبهای احتمالی استفاده میکند.
our chatbot relies on a rule-based system for initial customer interactions.
ربات چت ما از یک سیستم قاعدهپایه برای تعاملات اولیه با مشتریان استفاده میکند.
the game's ai is primarily rule-based, though it incorporates some learning.
هوش مصنوعی بازی از نوع قاعدهپایه است، اگرچه یادگیریهایی نیز در آن لحاظ شده است.
we implemented a rule-based engine to filter spam emails effectively.
ما یک موتور قاعدهپایه را پیادهسازی کردیم تا بهطور مؤثر ایمیلهای بدنام را فیلتر کند.
the grammar checker employs a rule-based system to detect errors.
چککننده گرامر از یک سیستم قاعدهپایه برای تشخیص خطاها استفاده میکند.
the expert system operates on a set of predefined rule-based knowledge.
سیستم متخصص بر اساس مجموعهای از دانشهای قاعدهپایه پیشвизیت شده کار میکند.
the parsing algorithm is rule-based and handles complex sentence structures.
الگوریتم پردازش قاعدهپایه است و ساختارهای جملهای پیچیده را مدیریت میکند.
the decision-making process followed a strict rule-based protocol.
فرآیند تصمیمگیری بر اساس یک پروتکل سختگیرانه قاعدهپایه انجام شد.
the software uses a rule-based system for data validation and cleaning.
نرمافزار از یک سیستم قاعدهپایه برای اعتبارسنجی و پاکسازی دادهها استفاده میکند.
the analysis utilized a rule-based approach to categorize customer feedback.
تحلیل از رویکرد قاعدهپایه برای دستهبندی بازخوردهای مشتریان استفاده کرد.
the program's behavior is largely determined by its rule-based logic.
رفتار برنامه بهطور چشمگیری توسط منطق قاعدهپایه آن تعیین میشود.
rule-based system
سیستم مبتنی بر قواعد
rule-based approach
رویکرد مبتنی بر قواعد
rule-based engine
موتور مبتنی بر قواعد
rule-based reasoning
استدلال مبتنی بر قواعد
rule-based design
طراحی مبتنی بر قواعد
rule-based expert
متخصص مبتنی بر قواعد
rule-based analysis
تحلیل مبتنی بر قواعد
the system uses a rule-based approach to identify potential fraud.
سیستم از رویکرد قاعدهپایه برای شناسایی فریبهای احتمالی استفاده میکند.
our chatbot relies on a rule-based system for initial customer interactions.
ربات چت ما از یک سیستم قاعدهپایه برای تعاملات اولیه با مشتریان استفاده میکند.
the game's ai is primarily rule-based, though it incorporates some learning.
هوش مصنوعی بازی از نوع قاعدهپایه است، اگرچه یادگیریهایی نیز در آن لحاظ شده است.
we implemented a rule-based engine to filter spam emails effectively.
ما یک موتور قاعدهپایه را پیادهسازی کردیم تا بهطور مؤثر ایمیلهای بدنام را فیلتر کند.
the grammar checker employs a rule-based system to detect errors.
چککننده گرامر از یک سیستم قاعدهپایه برای تشخیص خطاها استفاده میکند.
the expert system operates on a set of predefined rule-based knowledge.
سیستم متخصص بر اساس مجموعهای از دانشهای قاعدهپایه پیشвизیت شده کار میکند.
the parsing algorithm is rule-based and handles complex sentence structures.
الگوریتم پردازش قاعدهپایه است و ساختارهای جملهای پیچیده را مدیریت میکند.
the decision-making process followed a strict rule-based protocol.
فرآیند تصمیمگیری بر اساس یک پروتکل سختگیرانه قاعدهپایه انجام شد.
the software uses a rule-based system for data validation and cleaning.
نرمافزار از یک سیستم قاعدهپایه برای اعتبارسنجی و پاکسازی دادهها استفاده میکند.
the analysis utilized a rule-based approach to categorize customer feedback.
تحلیل از رویکرد قاعدهپایه برای دستهبندی بازخوردهای مشتریان استفاده کرد.
the program's behavior is largely determined by its rule-based logic.
رفتار برنامه بهطور چشمگیری توسط منطق قاعدهپایه آن تعیین میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید