rumpy

[ایالات متحده]/ˈrʌm.pi/
[بریتانیا]/ˈrʌm.pi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (بریتانیا، نژاد جزیره من) گربه بدون دم
n. (بریتانیا، نژاد جزیره من) گربه بدون دم
Word Forms
صفت تفضیلیrumpier

عبارات و ترکیب‌ها

rumpy puppy

سگ خرطومی

rumpy cat

گربه خرطومی

rumpy baby

بچه خرطومی

rumpy friend

دوست خرطومی

rumpy bear

خرس خرطومی

rumpy toy

اسباب بازی خرطومی

rumpy ball

توپ خرطومی

rumpy doll

عروسک خرطومی

rumpy bird

پرنده خرطومی

rumpy creature

موجود خرطومی

جملات نمونه

she has a rumpy appearance that makes her stand out.

او ظاهری نامتعارف دارد که باعث می‌شود از دیگران متمایز شود.

his rumpy style of dancing is very unique.

سبک رقص نامتعارف او بسیار منحصر به فرد است.

the dog has a rumpy tail that wags happily.

سگ یک دم نامتعارف دارد که با خوشحالی تکان می‌خورد.

she wore a rumpy dress that flattered her figure.

او لباسی نامتعارف پوشید که به اندامش جلوه می‌داد.

his rumpy jokes always make everyone laugh.

شوخی‌های نامتعارف او همیشه باعث خنده همه می‌شود.

the rumpy kitten played joyfully with its toys.

بچه گربه نامتعارف با خوشحالی با اسباب بازی‌هایش بازی کرد.

she has a rumpy personality that attracts friends easily.

او شخصیتی نامتعارف دارد که به راحتی دوست پیدا می‌کند.

his rumpy behavior often surprises his colleagues.

رفتار نامتعارف او اغلب همکارانش را شگفت‌زده می‌کند.

the rumpy clouds signaled a storm was coming.

ابر‌های نامتعارف نشان دهنده قریب‌الوقوع بودن طوفان بودند.

her rumpy laughter filled the room with joy.

خنده نامتعارف او اتاق را پر از شادی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید