| صفت تفضیلی | rumpier |
rumpy puppy
سگ خرطومی
rumpy cat
گربه خرطومی
rumpy baby
بچه خرطومی
rumpy friend
دوست خرطومی
rumpy bear
خرس خرطومی
rumpy toy
اسباب بازی خرطومی
rumpy ball
توپ خرطومی
rumpy doll
عروسک خرطومی
rumpy bird
پرنده خرطومی
rumpy creature
موجود خرطومی
she has a rumpy appearance that makes her stand out.
او ظاهری نامتعارف دارد که باعث میشود از دیگران متمایز شود.
his rumpy style of dancing is very unique.
سبک رقص نامتعارف او بسیار منحصر به فرد است.
the dog has a rumpy tail that wags happily.
سگ یک دم نامتعارف دارد که با خوشحالی تکان میخورد.
she wore a rumpy dress that flattered her figure.
او لباسی نامتعارف پوشید که به اندامش جلوه میداد.
his rumpy jokes always make everyone laugh.
شوخیهای نامتعارف او همیشه باعث خنده همه میشود.
the rumpy kitten played joyfully with its toys.
بچه گربه نامتعارف با خوشحالی با اسباب بازیهایش بازی کرد.
she has a rumpy personality that attracts friends easily.
او شخصیتی نامتعارف دارد که به راحتی دوست پیدا میکند.
his rumpy behavior often surprises his colleagues.
رفتار نامتعارف او اغلب همکارانش را شگفتزده میکند.
the rumpy clouds signaled a storm was coming.
ابرهای نامتعارف نشان دهنده قریبالوقوع بودن طوفان بودند.
her rumpy laughter filled the room with joy.
خنده نامتعارف او اتاق را پر از شادی کرد.
rumpy puppy
سگ خرطومی
rumpy cat
گربه خرطومی
rumpy baby
بچه خرطومی
rumpy friend
دوست خرطومی
rumpy bear
خرس خرطومی
rumpy toy
اسباب بازی خرطومی
rumpy ball
توپ خرطومی
rumpy doll
عروسک خرطومی
rumpy bird
پرنده خرطومی
rumpy creature
موجود خرطومی
she has a rumpy appearance that makes her stand out.
او ظاهری نامتعارف دارد که باعث میشود از دیگران متمایز شود.
his rumpy style of dancing is very unique.
سبک رقص نامتعارف او بسیار منحصر به فرد است.
the dog has a rumpy tail that wags happily.
سگ یک دم نامتعارف دارد که با خوشحالی تکان میخورد.
she wore a rumpy dress that flattered her figure.
او لباسی نامتعارف پوشید که به اندامش جلوه میداد.
his rumpy jokes always make everyone laugh.
شوخیهای نامتعارف او همیشه باعث خنده همه میشود.
the rumpy kitten played joyfully with its toys.
بچه گربه نامتعارف با خوشحالی با اسباب بازیهایش بازی کرد.
she has a rumpy personality that attracts friends easily.
او شخصیتی نامتعارف دارد که به راحتی دوست پیدا میکند.
his rumpy behavior often surprises his colleagues.
رفتار نامتعارف او اغلب همکارانش را شگفتزده میکند.
the rumpy clouds signaled a storm was coming.
ابرهای نامتعارف نشان دهنده قریبالوقوع بودن طوفان بودند.
her rumpy laughter filled the room with joy.
خنده نامتعارف او اتاق را پر از شادی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید