run-up to
نزدیکی به
short run-up
دویدن کوتاه
long run-up
دویدن طولانی
run-up speed
سرعت دویدن
run-up area
منطقه دویدن
run-up time
زمان دویدن
had a run-up
یک دویدن داشت
doing a run-up
در حال دویدن
final run-up
دویدن نهایی
steep run-up
دویدن تند
the athlete took a long run-up before launching the javelin.
ورزشکار قبل از پرتاب نیزه، یک دوی طولانی با سرعت انجام داد.
we had a steep run-up to the finish line in the race.
ما یک دوی سربالایی تند تا خط پایان در مسابقه داشتیم.
the company is experiencing a significant run-up in sales this quarter.
شرکت در این فصل، افزایش قابل توجهی در فروش دارد.
the property values have had a steady run-up over the past few years.
ارزش املاک در سالهای اخیر افزایش ثابتی داشته است.
he gave a passionate run-up to his speech before the audience.
او قبل از مخاطبان، یک مقدمه پرشور برای سخنرانی خود ارائه داد.
the project had a difficult run-up with many unexpected challenges.
این پروژه با چالشهای غیرمنتظره فراوان، یک شروع دشوار داشت.
the stock market experienced a rapid run-up in the last few months.
بازار سهام در ماههای اخیر افزایش سریعی را تجربه کرد.
the team needed a good run-up of momentum to win the game.
تیم برای بردن بازی به یک حرکت خوب و مداوم نیاز داشت.
the hill had a long run-up before reaching the summit.
قبل از رسیدن به قله، تپه یک مسیر طولانی داشت.
the ski jump requires a powerful run-up to gain speed.
پرش اسکی به یک دوی قدرتمند برای افزایش سرعت نیاز دارد.
the new product launch had a successful run-up with positive reviews.
راهاندازی محصول جدید با نظرات مثبت، یک شروع موفقیتآمیز داشت.
run-up to
نزدیکی به
short run-up
دویدن کوتاه
long run-up
دویدن طولانی
run-up speed
سرعت دویدن
run-up area
منطقه دویدن
run-up time
زمان دویدن
had a run-up
یک دویدن داشت
doing a run-up
در حال دویدن
final run-up
دویدن نهایی
steep run-up
دویدن تند
the athlete took a long run-up before launching the javelin.
ورزشکار قبل از پرتاب نیزه، یک دوی طولانی با سرعت انجام داد.
we had a steep run-up to the finish line in the race.
ما یک دوی سربالایی تند تا خط پایان در مسابقه داشتیم.
the company is experiencing a significant run-up in sales this quarter.
شرکت در این فصل، افزایش قابل توجهی در فروش دارد.
the property values have had a steady run-up over the past few years.
ارزش املاک در سالهای اخیر افزایش ثابتی داشته است.
he gave a passionate run-up to his speech before the audience.
او قبل از مخاطبان، یک مقدمه پرشور برای سخنرانی خود ارائه داد.
the project had a difficult run-up with many unexpected challenges.
این پروژه با چالشهای غیرمنتظره فراوان، یک شروع دشوار داشت.
the stock market experienced a rapid run-up in the last few months.
بازار سهام در ماههای اخیر افزایش سریعی را تجربه کرد.
the team needed a good run-up of momentum to win the game.
تیم برای بردن بازی به یک حرکت خوب و مداوم نیاز داشت.
the hill had a long run-up before reaching the summit.
قبل از رسیدن به قله، تپه یک مسیر طولانی داشت.
the ski jump requires a powerful run-up to gain speed.
پرش اسکی به یک دوی قدرتمند برای افزایش سرعت نیاز دارد.
the new product launch had a successful run-up with positive reviews.
راهاندازی محصول جدید با نظرات مثبت، یک شروع موفقیتآمیز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید