ruralarea

[ایالات متحده]/ˈrʊərəl ˈeəriə/
[بریتانیا]/ˈrʊrəl ˈɛriə/

ترجمه

n. ناحیه‌ای با خانه‌های کم و مزارع، درختان یا سایر ویژگی‌های طبیعی فراوان، واقع شده خارج از شهرها و شهرک‌ها؛ حومه یا مناطق حومه‌ای خارج از مراکز شهری؛

عبارات و ترکیب‌ها

ruralarea development

توسعه مناطق روستایی

ruralarea economy

اقتصاد مناطق روستایی

ruralarea community

جامعه مناطق روستایی

ruralarea infrastructure

زیرساخت‌های مناطق روستایی

ruralarea healthcare

بهداشت مناطق روستایی

ruralarea education

آموزش مناطق روستایی

ruralarea population

جمعیت مناطق روستایی

ruralarea housing

مسکن مناطق روستایی

ruralarea services

خدمات مناطق روستایی

ruralarea living

زندگی در مناطق روستایی

جملات نمونه

many families in remote rural areas still lack access to clean water.

خانواده‌های بسیاری در مناطق روستایی دورافتاده هنوز به آب تمیز دسترسی ندارند.

the government has launched new programs to boost rural area development.

دولت برنامه‌های جدیدی را برای تقویت توسعه مناطق روستایی آغاز کرده است.

teachers who work in rural area schools often receive special incentives.

معلمانی که در مدارس مناطق روستایی کار می‌کنند اغلب مشوق‌های ویژه‌ای دریافت می‌کنند.

healthcare services in rural areas are limited compared to cities.

خدمات بهداشتی در مناطق روستایی در مقایسه با شهرها محدود است.

young people are leaving rural areas for better job opportunities in cities.

جوانان مناطق روستایی را برای فرصت‌های شغلی بهتر به شهرها ترک می‌کنند.

the traditional way of life in this rural area has been preserved for centuries.

سبک زندگی سنتی در این منطقه روستایی برای قرن‌ها حفظ شده است.

internet connectivity is improving in many rural areas across the country.

اتصال اینترنت در بسیاری از مناطق روستایی در سراسر کشور در حال بهبود است.

agricultural production remains the main economic activity in these rural areas.

تولید کشاورزی همچنان فعالیت اقتصادی اصلی در این مناطق روستایی است.

the local government is investing heavily in rural area infrastructure.

دولت محلی به شدت در زیرساخت‌های مناطق روستایی سرمایه‌گذاری می‌کند.

poverty rates in rural areas remain significantly higher than urban centers.

نرخ فقر در مناطق روستایی به طور قابل توجهی بالاتر از مراکز شهری است.

wildlife conservation efforts have been successful in protecting natural habitats in rural areas.

تلاش‌های حفظ حیات وحش در حفاظت از زیستگاه‌های طبیعی در مناطق روستایی موفقیت‌آمیز بوده است.

education opportunities in rural areas have expanded significantly in recent years.

فرصت‌های آموزشی در مناطق روستایی در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی گسترش یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید