rustications

[ایالات متحده]/ˌrʌstɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌrʌstɪˈkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زندگی روستایی; اخراج به حومه; تعلیق موقت از مدرسه

عبارات و ترکیب‌ها

rustication process

فرآیند زندگی در روستا

rustication period

دوره زندگی در روستا

rustication style

سبک زندگی روستایی

rustication movement

جنبش زندگی در روستا

rustication experience

تجربه زندگی در روستا

rustication trend

روند زندگی در روستا

rustication theme

موضوع زندگی در روستا

rustication appeal

جاذبه زندگی در روستا

rustication lifestyle

سبک زندگی روستایی

rustication philosophy

فلسفه زندگی در روستا

جملات نمونه

his rustication from the university was unexpected.

حذف غیرمنتظره او از دانشگاه.

rustication can be a punishment for serious offenses.

حذف می‌تواند تنبیهی برای تخلفات جدی باشد.

after his rustication, he decided to travel abroad.

پس از حذف، تصمیم گرفت به خارج از کشور سفر کند.

the rustication process involves a review of the student's conduct.

فرآیند حذف شامل بررسی رفتار دانشجو می‌شود.

she felt that rustication was too harsh for her mistake.

او احساس کرد که حذف برای اشتباهش خیلی سختگیرانه است.

rustication can affect a student's academic record significantly.

حذف می‌تواند به طور قابل توجهی بر سابقه تحصیلی دانشجو تأثیر بگذارد.

many students fear the consequences of rustication.

بسیاری از دانش آموزان از عواقب حذف می‌ترسند.

rustication is often seen as a last resort by universities.

حذف اغلب به عنوان آخرین راه حل توسط دانشگاه‌ها تلقی می‌شود.

he appealed against his rustication, hoping for a second chance.

او به دنبال فرصت دوباره، به حذف خود اعتراض کرد.

rustication can lead to a loss of scholarships and grants.

حذف می‌تواند منجر به از دست دادن بورسیه‌ها و کمک‌های مالی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید