ruta

[ایالات متحده]/[ˈruːtə]/
[بریتانیا]/[ˈruːtə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسیری؛ راهی؛ گذرگاه؛ سفری؛ یک گردش؛ شاخه ای از یک گیاه، به ویژه قسمت زیرزمینی.
v. در طول مسیری سفر کردن؛ از مسیری استفاده کردن.
Word Forms
جمعrutas

عبارات و ترکیب‌ها

ruta directa

مسیر مستقیم

ruta express

مسیر سریع

ruta principal

مسیر اصلی

ruta alternativa

مسیر جایگزین

ruta turística

مسیر توریستی

ruta escolar

مسیر مدرسه

ruta marítima

مسیر دریایی

ruta aerea

مسیر هوایی

ruta urbana

مسیر شهری

ruta rural

مسیر روستایی

جملات نمونه

the ruta graveolens has a strong, pleasant aroma.

بوی قوی و دلپذیر برای روتای گراولنس وجود دارد.

she added ruta to the herbal tea for its digestive benefits.

او روت را به دلیل فواید گوارشی به چای گیاهی اضافه کرد.

ruta is a perennial herb native to the mediterranean region.

روتا یک گیاه چند ساله بومی منطقه مدیترانه است.

the gardener carefully transplanted the ruta seedlings.

باغبانی با دقت نهال‌های روت را پیوند کرد.

ruta's leaves were used in ancient roman medicine.

برگ‌های روت در طب رومی باستان استفاده می‌شدند.

he researched the traditional uses of ruta in various cultures.

او کاربردهای سنتی روت را در فرهنگ‌های مختلف بررسی کرد.

the ruta plant thrives in well-drained soil.

گیاه روت در خاک با زهکشی خوب رشد می‌کند.

she harvested ruta leaves to make a soothing infusion.

او برگ‌های روت را برای تهیه یک دمنوش آرامش‌بخش برداشت کرد.

ruta's pungent scent can deter some pests from the garden.

بوی تند روت می‌تواند برخی از آفات را از باغ دور کند.

the recipe called for a small amount of dried ruta.

دستور غذا به مقدار کمی روت خشک نیاز داشت.

he identified the ruta by its feathery foliage.

او روت را با توجه به پوشش برگ‌هایش شناسایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید