saintliest

[ایالات متحده]/'seɪntlɪ/
[بریتانیا]/'sentli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یک قدیس؛ بسیار خالص و با فضیلت؛ مقدس.

عبارات و ترکیب‌ها

saintly behavior

رفتار مقدس

saintly aura

هاله مقدسی

saintly image

تصویر مقدس

saintly figure

شخصیت مقدس

saintly presence

حضور مقدس

جملات نمونه

her saintly demeanor inspired those around her

ظاهر باوقار و مقدس او الهام بخش اطرافیانش بود.

he was known for his saintly patience

او به خاطر صبر و شکیبایی مقدسش شناخته شده بود.

the nun's saintly devotion to charity

عشق مقدس راهبه به خیریه.

a saintly figure in the community

شخصیتی مقدس در جامعه.

her saintly kindness touched many hearts

مهربانی مقدس او دل‌های بسیاری را لمس کرد.

he was regarded as a saintly man

او به عنوان مردی مقدس در نظر گرفته می شد.

the saintly aura surrounding the monk

هاله مقدس پیرامون راهب.

a saintly smile on her face

لبخند مقدس روی صورتش.

the saintly deeds of Mother Teresa

کردارهای مقدس مادر ترهزا.

his saintly reputation preceded him

شهرت مقدس او پیش از او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید