sandpiles

[ایالات متحده]/ˈsændpaɪl/
[بریتانیا]/ˈsændpaɪl/

ترجمه

n. توده یا تپه‌ای از شن

عبارات و ترکیب‌ها

sandpile collapse

فروپاشی توده ماسه

sandpile model

مدل توده ماسه

sandpile theory

نظریه توده ماسه

sandpile dynamics

پویایی توده ماسه

sandpile stability

پایداری توده ماسه

sandpile experiment

آزمایش توده ماسه

sandpile structure

ساختار توده ماسه

sandpile behavior

رفتار توده ماسه

sandpile analysis

تجزیه و تحلیل توده ماسه

sandpile growth

رشد توده ماسه

جملات نمونه

the children built a large sandpile on the beach.

کودکان یک تپه شن بزرگ در ساحل ساختند.

he carefully balanced the sandpile to prevent it from collapsing.

او با دقت تپه شن را متعادل کرد تا از ریزش آن جلوگیری کند.

we watched as the sandpile slowly eroded away with the tide.

ما تماشا کردیم که تپه شن به آرامی با جزر و مد از بین می‌رود.

after the storm, the sandpile was scattered across the beach.

بعد از طوفان، تپه شن در سراسر ساحل پراکنده شد.

the kids took turns jumping off the sandpile.

کودکان نوبت نوبت از روی تپه شن می‌پریدند.

we used buckets to create a sandpile for the sandcastle.

ما از سطل‌ها برای ساختن یک تپه شن برای قلعه شنی استفاده کردیم.

she decorated the top of the sandpile with seashells.

او بالای تپه شن را با صدف تزئین کرد.

the sandpile served as a great spot for the picnic.

تپه شن به عنوان یک مکان عالی برای پیک نیک عمل کرد.

he dug a hole at the base of the sandpile.

او در پایه تپه شن گودالی حفر کرد.

they used a shovel to add more sand to the sandpile.

آنها از بیل برای اضافه کردن شن بیشتر به تپه شن استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید