sangfroid

[ایالات متحده]/ˌsæŋˈfrwɑː/
[بریتانیا]/ˌsæŋˈfrwɑː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرامش یا خونسردی، به ویژه در شرایط دشوار؛ خودداری یا عدم تحریک پذیری

عبارات و ترکیب‌ها

sangfroid demeanor

ظاهر آرام و خونسرد

maintain sangfroid

حفظ خونسردی

sangfroid under pressure

خونسردی تحت فشار

sangfroid attitude

نگاه خونسردانه

exude sangfroid

نشان دادن خونسردی

remarkable sangfroid

خونسردی قابل توجه

displaying sangfroid

نشان دادن خونسردی

sangfroid in chaos

خونسردی در هرج و مرج

sangfroid response

پاسخ خونسردانه

sangfroid personality

شخصیت خونسرد

جملات نمونه

he handled the crisis with remarkable sangfroid.

او بحران را با خونسردی چشمگیری مدیریت کرد.

despite the chaos, she maintained her sangfroid.

با وجود هرج و مرج، او خونسردی خود را حفظ کرد.

his sangfroid in stressful situations is admirable.

خونسردی او در شرایط استرس زا قابل تحسین است.

she faced the unexpected news with sangfroid.

او با خونسردی با اخبار غیرمنتظره روبرو شد.

the soldier's sangfroid under fire was impressive.

خونسردی سرباز در آتش جنگ بسیار چشمگیر بود.

he approached the negotiation with sangfroid.

او مذاکرات را با خونسردی پیش برد.

her sangfroid during the presentation won her applause.

خونسردی او در طول ارائه باعث تشویق حضار شد.

maintaining sangfroid is essential in high-pressure jobs.

حفظ خونسردی در مشاغل پرفشار ضروری است.

the detective's sangfroid helped solve the case.

خونسردی کارآگاه به حل پرونده کمک کرد.

in moments of panic, sangfroid can be a lifesaver.

در لحظات وحشت، خونسردی می تواند جان انسان را نجات دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید