sanguinity

[ایالات متحده]/sæŋˈɡwɪnɪti/
[بریتانیا]/sæŋˈɡwɪnɪti/

ترجمه

n. کیفیت بودن خوشبین; شادابی یا خوش بینی

عبارات و ترکیب‌ها

sanguinity in life

خون‌گرمی در زندگی

sanguinity of spirit

خون‌گرمی روح

sanguinity breeds hope

خون‌گرمی امید را به ارمغان می‌آورد

sanguinity and joy

خون‌گرمی و شادی

sanguinity prevails

خون‌گرمی غالب است

sanguinity in adversity

خون‌گرمی در سختی

sanguinity of youth

خون‌گرمی جوانی

sanguinity towards future

خون‌گرمی نسبت به آینده

sanguinity of outlook

خون‌گرمی دیدگاه

sanguinity in challenges

خون‌گرمی در چالش‌ها

جملات نمونه

her sanguinity about the project inspired the team.

اشتیاق و خوش‌بینی او در مورد پروژه، تیم را الهام بخشید.

despite the challenges, his sanguinity remained unshaken.

با وجود چالش‌ها، خوش‌بینی او دست‌نخورده باقی ماند.

the sanguinity in her voice reassured everyone.

خوش‌بینی در صدای او، همه را آسوده خاطر کرد.

his sanguinity was contagious, lifting everyone's spirits.

خوش‌بینی او مسری بود و روحیه همه را بالا می‌برد.

they approached the problem with sanguinity and creativity.

آنها با خوش‌بینی و خلاقیت به حل مشکل پرداختند.

her sanguinity made her a natural leader.

خوش‌بینی او باعث شد یک رهبر طبیعی باشد.

in times of trouble, his sanguinity helped us cope.

در زمان سختی، خوش‌بینی او به ما کمک کرد تا کنار بیاییم.

they maintained a sanguinity that surprised their critics.

آنها خوش‌بینی‌ای را حفظ کردند که منتقدانشان را شگفت‌زده کرد.

her sanguinity about the future is truly inspiring.

خوش‌بینی او در مورد آینده واقعاً الهام‌بخش است.

he faced the setback with remarkable sanguinity.

او با خوش‌بینی قابل توجه با این پسرفت روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید