sappiness

[ایالات متحده]/ˈsæpɪnəs/
[بریتانیا]/ˈsæpɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت شاداب یا بیش از حد احساسی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

sappiness overload

بار اضافی شیرینی

embrace sappiness

پذیرش شیرینی

avoid sappiness

اجتناب از شیرینی

sappiness factor

ضریب شیرینی

high sappiness

شیرینی زیاد

sappiness level

سطح شیرینی

pure sappiness

شیرینی خالص

excessive sappiness

شیرینی بیش از حد

sappiness scale

مقیاس شیرینی

detect sappiness

تشخیص شیرینی

جملات نمونه

her poem was filled with sappiness that made everyone cry.

شعر او مملو از احساسات اغراق‌آمیز بود که باعث گریه همه می‌شد.

the movie was criticized for its excessive sappiness.

فیلم به دلیل احساسات اغراق‌آمیز بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفت.

sometimes, a little sappiness is needed to brighten the mood.

گاهی اوقات، کمی احساسات اغراق‌آمیز برای روشن کردن فضا لازم است.

he enjoys stories with a touch of sappiness.

او از داستان‌هایی با کمی احساسات اغراق‌آمیز لذت می‌برد.

the sappiness of the song resonated with many listeners.

احساسات اغراق‌آمیز آهنگ با بسیاری از شنوندگان همخوانی داشت.

her sappiness often makes her friends roll their eyes.

احساسات اغراق‌آمیز او اغلب باعث می‌شود دوستانش چشم‌هایشان را بچرخانند.

despite its sappiness, the film has a strong message.

با وجود احساسات اغراق‌آمیز آن، فیلم پیام قوی‌ای دارد.

there was a sappiness in her voice that showed her love.

در صدای او احساساتی اغراق‌آمیز وجود داشت که عشق او را نشان می‌داد.

many people enjoy the sappiness of romantic comedies.

بسیاری از مردم از احساسات اغراق‌آمیز کمدی‌های رمانتیک لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید