satirising

[ایالات متحده]/'sætəraiz/
[بریتانیا]/ˈsætəˌraɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طعنه زدن یا تمسخر کردن به شیوه‌ای کنایه‌آمیز
vi. نوشتن آثار کنایه‌آمیز

جملات نمونه

satirise someone’s faults

تمسخر کردن ضعف‌های کسی

The problem is that to really satirise racism, you have to be clever and this wasn't.It was just crass and stupid.

مشکل اینجاست که برای واقعاً مسخره کردن نژادپرستی، باید باهوش باشید و اینطور نبود. فقط بی‌فرهنگ و احمقانه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید