sauteed

[ایالات متحده]/ˈsəʊ.teɪd/
[بریتانیا]/soʊˈteɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سرعت پخته شده در مقدار کمی روغن یا چربی
v. شکل گذشته مشارکت از سوتé

عبارات و ترکیب‌ها

sauteed vegetables

سبزیجات سرخ شده

sauteed chicken

مرغ سرخ شده

sauteed shrimp

میگو سرخ شده

sauteed mushrooms

قارچ سرخ شده

sauteed spinach

اسفناج سرخ شده

sauteed onions

پیاز سرخ شده

sauteed garlic

سیر سرخ شده

sauteed beef

گوشت گاو سرخ شده

sauteed potatoes

سیب زمینی سرخ شده

sauteed greens

سبزیجات سبز سرخ شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید