scabby

[ایالات متحده]/'skæbɪ/
[بریتانیا]/ˈskæbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با زخم پوشیده شده \ndespicable \ndirty and unpleasant
Word Forms
صفت عالیscabbiest
صفت تفضیلیscabbier

عبارات و ترکیب‌ها

scabby skin

پوست زخمی

scabby appearance

ظاهر زخمی

جملات نمونه

He had a scabby knee from falling off his bike.

او به دلیل افتادن از دوچرخه، زانوی زخمی و چرکی داشت.

The scabby patches on his skin were a result of the allergic reaction.

لکه‌های چرکی روی پوستش نتیجه واکنش آلرژیک بود.

The scabby wound needed to be cleaned and dressed properly.

زخم چرکی نیاز به تمیز کردن و پانسمان مناسب داشت.

The scabby texture of the fruit indicated it was overripe.

بافت چرکی میوه نشان می‌داد که بیش از حد رسیده است.

The scabby appearance of the old building made it look abandoned.

ظاهر چرکی ساختمان قدیمی باعث می‌شد که رها شده به نظر برسد.

Her scabby hands showed the hard work she put into gardening.

دست‌های چرکی‌اش نشان می‌داد که چه تلاش زیادی برای باغبانی انجام داده است.

The scabby dog was in need of medical attention for its skin condition.

سگ چرکی به دلیل مشکل پوستی به مراقبت‌های پزشکی نیاز داشت.

The scabby roof of the old barn needed to be repaired before winter.

سقف چرکی کلبه قدیمی نیاز به تعمیر قبل از زمستان داشت.

She avoided touching the scabby surface of the rusty metal.

او از لمس سطح چرکی فلز زنگ زده اجتناب کرد.

The scabby scab on his arm was a result of the minor injury.

چرک روی بازویش نتیجه آسیب جزئی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید