scalped

[ایالات متحده]/skælpt/
[بریتانیا]/skælpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پوست سر را برداشتن; چیزی را برای سود دوباره فروختن

عبارات و ترکیب‌ها

scalped tickets

بلیط‌های قاچاق

scalped price

قیمت قاچاق

scalped market

بازار قاچاق

scalped deals

معاملات قاچاق

scalped goods

کالا‌های قاچاق

scalped prices

قیمت‌های قاچاق

scalped event

رویداد قاچاق

scalped offers

پیشنهادهای قاچاق

scalped sales

فروش قاچاق

جملات نمونه

he scalped tickets for the concert.

او بلیط‌ها را به قیمت گزاف می‌فروخت.

she was scalped by a ruthless ticket broker.

او توسط یک دلال بی‌رحم مورد کلاهبرداری قرار گرفت.

the scalped prices were outrageous.

قیمت‌های گزاف بسیار زیاد بودند.

many fans were scalped at the event.

بسیاری از طرفداران در این رویداد مورد کلاهبرداری قرار گرفتند.

he got scalped while trying to buy tickets online.

او در حالی که سعی می‌کرد بلیط آنلاین بخرد، مورد کلاهبرداری قرار گرفت.

scalped tickets can ruin your plans.

بلیط‌های کلاهبرداری می‌توانند برنامه‌های شما را خراب کنند.

they were angry about being scalped for the game.

آنها از اینکه برای بازی مورد کلاهبرداری قرار گرفته بودند، عصبانی بودند.

the scalped tickets were sold at double the price.

بلیط‌های کلاهبرداری دو برابر قیمت فروخته شدند.

scalped tickets often lead to disappointment.

بلیط‌های کلاهبرداری اغلب منجر به ناامیدی می‌شوند.

he learned the hard way about scalped tickets.

او به سختی متوجه شد که بلیط‌های کلاهبرداری چه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید