scandalizing

[ایالات متحده]/ˈskændəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskændəlaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را شوکه یا خشمگین کردن؛ کسی را عصبانی یا ناراحت کردن؛ تهمت زدن یا افترا زدن؛ به کسی ننگ یا شرم آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

scandalizing news

اخبار رسواکننده

scandalizing behavior

رفتار رسواکننده

scandalizing report

گزارش رسواکننده

scandalizing claims

ادعاهای رسواکننده

scandalizing rumors

شایعات رسواکننده

scandalizing comments

نظرات رسواکننده

scandalizing revelations

افشای رسواکننده

scandalizing actions

اقدامات رسواکننده

scandalizing allegations

اتهامات رسواکننده

scandalizing statements

بیانات رسواکننده

جملات نمونه

her scandalizing behavior shocked everyone at the party.

رفتار رسوا کننده او باعث حیرت همه در مهمانی شد.

the news article was scandalizing the politician's reputation.

مقاله خبری باعث رسوا شدن شهرت سیاستمدار شد.

scandalizing the community can lead to serious consequences.

رسوا کردن جامعه می تواند منجر به عواقب جدی شود.

they were scandalizing the management with their allegations.

آنها با ادعاهای خود مدیریت را رسوا می کردند.

her scandalizing remarks were widely discussed online.

اظهارات رسوا کننده او به طور گسترده در اینترنت مورد بحث قرار گرفت.

scandalizing the truth can mislead the public.

رسوا کردن حقیقت می تواند مردم را گمراه کند.

the documentary was scandalizing the industry standards.

مستند استانداردها را در صنعت رسوا می کرد.

his scandalizing actions led to his dismissal.

اقدامات رسوا کننده او منجر به اخراج او شد.

scandalizing the past can reopen old wounds.

رسوا کردن گذشته می تواند زخم های قدیمی را دوباره باز کند.

they were scandalizing the event with their protests.

آنها با اعتراضات خود رویداد را رسوا می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید