scapegraces

[ایالات متحده]/ˈskeɪpɡreɪs/
[بریتانیا]/ˈskeɪpˌɡreɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیاد یا فریبکار غیرقابل اصلاح؛ یک فرد بی‌فایده

عبارات و ترکیب‌ها

wayward scapegrace

خارج از کنترل و بی ادب

young scapegrace

جوان بی‌ادب

notorious scapegrace

بی‌اعتبار و بدنام

charming scapegrace

بی‌ادب جذاب

local scapegrace

بی‌ادب محلی

reckless scapegrace

بی‌احتیاط و بی‌ادب

playful scapegrace

بی‌ادب بازیگوش

famous scapegrace

بی‌ادب مشهور

old scapegrace

بی‌ادب پیر

clever scapegrace

بی‌ادب باهوش

جملات نمونه

the scapegrace son often gets into trouble with the law.

پسر بی‌پروا اغلب دچار مشکل با قانون می‌شود.

despite being a scapegrace, he has a good heart.

با وجود اینکه بی‌پروا است، قلب خوبی دارد.

her scapegrace behavior worried her parents.

رفتار بی‌پروايش باعث نگرانی والدینش شد.

the scapegrace was always the life of the party.

او همیشه روح مهمانی بود.

everyone knew him as the local scapegrace.

همه او را به عنوان بی‌‌پروای محلی می‌شناختند.

he was a scapegrace in his youth, but now he's responsible.

او در جوانی بی‌پروا بود، اما اکنون مسئولیت‌پذیر است.

the scapegrace's antics made everyone laugh.

رفتارهای شیطنت‌آمیز بی‌‌پروای همه را خنداند.

she couldn't help but love her scapegrace brother.

او نمی‌توانست بدون عشق برادر بی‌‌پروای خود زندگی کند.

the teacher had a soft spot for the scapegrace student.

معلم نسبت به دانش‌آموز بی‌‌پروای خود احساس شفقت می‌کرد.

even the scapegrace had moments of brilliance.

حتی بی‌‌پرا هم لحظات درخشانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید