scarped

[ایالات متحده]/skɑːpt/
[بریتانیا]/skɑrpt/

ترجمه

v. شیب یا صخره‌ای درست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scarped edge

لبه‌ی تراشیده شده

scarped slope

شیب تراشیده شده

scarped terrain

زمین تراشیده شده

scarped cliff

دیوار صخره‌ای تراشیده شده

scarped hillside

پایدار تراشیده شده

scarped bank

گودال تراشیده شده

scarped ridge

تاج تراشیده شده

scarped profile

پروفایل تراشیده شده

scarped formation

تشکیل تراشیده شده

scarped landscape

منظره تراشیده شده

جملات نمونه

the mountain was scarped by the strong winds over the years.

کوه در طول سال‌ها توسط بادهای شدید فرسایش یافته بود.

he scarped the edges of the cliff to create a safer path.

او لبه‌های صخره را برای ایجاد یک مسیر امن‌تر فرسایش داد.

the old quarry has scarped the landscape significantly.

معدن قدیمی به طور قابل توجهی چشم‌انداز را فرسوده کرده است.

they scarped the hillside to prevent erosion.

آنها دامنه کوه را برای جلوگیری از فرسایش فرسایش دادند.

after the storm, the riverbanks were scarped and unstable.

بعد از طوفان، حاشیه رودخانه فرسوده و ناپایدار بود.

the workers scarped the terrain before construction began.

کارگران زمین را قبل از شروع ساخت و ساز فرسایش دادند.

the ancient ruins were scarped by centuries of weathering.

آثار باستانی در طول قرن‌ها توسط فرسایش آب و هوا فرسایش یافته بودند.

he scarped the surface to make it more level.

او سطح را برای صاف‌تر کردن آن فرسایش داد.

the coastline was scarped by the relentless waves.

خط ساحلی توسط امواج بی‌وقفه فرسایش یافته بود.

they scarped the area to prepare for planting.

آنها منطقه را برای آماده‌سازی کاشت فرسایش دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید