scarped edge
لبهی تراشیده شده
scarped slope
شیب تراشیده شده
scarped terrain
زمین تراشیده شده
scarped cliff
دیوار صخرهای تراشیده شده
scarped hillside
پایدار تراشیده شده
scarped bank
گودال تراشیده شده
scarped ridge
تاج تراشیده شده
scarped profile
پروفایل تراشیده شده
scarped formation
تشکیل تراشیده شده
scarped landscape
منظره تراشیده شده
the mountain was scarped by the strong winds over the years.
کوه در طول سالها توسط بادهای شدید فرسایش یافته بود.
he scarped the edges of the cliff to create a safer path.
او لبههای صخره را برای ایجاد یک مسیر امنتر فرسایش داد.
the old quarry has scarped the landscape significantly.
معدن قدیمی به طور قابل توجهی چشمانداز را فرسوده کرده است.
they scarped the hillside to prevent erosion.
آنها دامنه کوه را برای جلوگیری از فرسایش فرسایش دادند.
after the storm, the riverbanks were scarped and unstable.
بعد از طوفان، حاشیه رودخانه فرسوده و ناپایدار بود.
the workers scarped the terrain before construction began.
کارگران زمین را قبل از شروع ساخت و ساز فرسایش دادند.
the ancient ruins were scarped by centuries of weathering.
آثار باستانی در طول قرنها توسط فرسایش آب و هوا فرسایش یافته بودند.
he scarped the surface to make it more level.
او سطح را برای صافتر کردن آن فرسایش داد.
the coastline was scarped by the relentless waves.
خط ساحلی توسط امواج بیوقفه فرسایش یافته بود.
they scarped the area to prepare for planting.
آنها منطقه را برای آمادهسازی کاشت فرسایش دادند.
scarped edge
لبهی تراشیده شده
scarped slope
شیب تراشیده شده
scarped terrain
زمین تراشیده شده
scarped cliff
دیوار صخرهای تراشیده شده
scarped hillside
پایدار تراشیده شده
scarped bank
گودال تراشیده شده
scarped ridge
تاج تراشیده شده
scarped profile
پروفایل تراشیده شده
scarped formation
تشکیل تراشیده شده
scarped landscape
منظره تراشیده شده
the mountain was scarped by the strong winds over the years.
کوه در طول سالها توسط بادهای شدید فرسایش یافته بود.
he scarped the edges of the cliff to create a safer path.
او لبههای صخره را برای ایجاد یک مسیر امنتر فرسایش داد.
the old quarry has scarped the landscape significantly.
معدن قدیمی به طور قابل توجهی چشمانداز را فرسوده کرده است.
they scarped the hillside to prevent erosion.
آنها دامنه کوه را برای جلوگیری از فرسایش فرسایش دادند.
after the storm, the riverbanks were scarped and unstable.
بعد از طوفان، حاشیه رودخانه فرسوده و ناپایدار بود.
the workers scarped the terrain before construction began.
کارگران زمین را قبل از شروع ساخت و ساز فرسایش دادند.
the ancient ruins were scarped by centuries of weathering.
آثار باستانی در طول قرنها توسط فرسایش آب و هوا فرسایش یافته بودند.
he scarped the surface to make it more level.
او سطح را برای صافتر کردن آن فرسایش داد.
the coastline was scarped by the relentless waves.
خط ساحلی توسط امواج بیوقفه فرسایش یافته بود.
they scarped the area to prepare for planting.
آنها منطقه را برای آمادهسازی کاشت فرسایش دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید