escarped

[ایالات متحده]/ɪˈskɑːpt/
[بریتانیا]/ɪˈskɑrpt/

ترجمه

n. خندق داخلی (معادل شیب دار)
vt. شیب دار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

escarped edge

لبه‌ی فرار یافته

escarped terrain

زمینی فرار یافته

escarped cliff

دیوار صخره‌ای فرار یافته

escarped slope

شیب فرار یافته

escarped hillside

پایدار فرار یافته

escarped landscape

مناظر فرار یافته

escarped bank

گودال فرار یافته

escarped area

منطقه فرار یافته

escarped region

منطقه فرار یافته

جملات نمونه

the cliff was escarped, making it difficult to climb.

دره صخره‌ای بود و صعود از آن دشوار بود.

they found an escarped area perfect for hiking.

آنها یک منطقه صخره‌ای مناسب برای پیاده‌روی پیدا کردند.

the escarped landscape offered stunning views.

مناظر صخره‌ای چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای را ارائه می‌داد.

we set up camp near the escarped edge of the forest.

ما کمپ را در نزدیکی لبه صخره‌ای جنگل برپا کردیم.

the escarped terrain challenged even the experienced climbers.

زمین صخره‌ای حتی برای صعودکنندگان با تجربه نیز چالش‌برانگیز بود.

animals often seek shelter in escarped areas.

حیوانات اغلب به دنبال پناهگاه در مناطق صخره‌ای هستند.

she admired the escarped cliffs along the coastline.

او صخره‌های صخره‌ای در امتداد خط ساحلی را تحسین کرد.

the escarped rocks were formed over millions of years.

صخره‌های صخره‌ای در طول میلیون‌ها سال شکل گرفته بودند.

explorers documented the escarped regions of the mountain.

کاوشگران مناطق صخره‌ای کوهستان را مستند کردند.

the river carved an escarped valley over time.

رودخانه در طول زمان یک دره صخره‌ای را ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید