schisms

[ایالات متحده]/ˈskɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈskɪzəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تقسیمات یا شکاف‌ها درون یک گروه، به‌ویژه در یک کلیسا؛ اختلافات یا درگیری‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

religious schisms

شکاف‌های مذهبی

political schisms

شکاف‌های سیاسی

social schisms

شکاف‌های اجتماعی

ideological schisms

شکاف‌های ایدئولوژیک

cultural schisms

شکاف‌های فرهنگی

economic schisms

شکاف‌های اقتصادی

factional schisms

شکاف‌های جناحی

internal schisms

شکاف‌های داخلی

doctrinal schisms

شکاف‌های عقیدتی

historical schisms

شکاف‌های تاریخی

جملات نمونه

religious schisms can lead to significant social unrest.

شکاف‌های مذهبی می‌توانند منجر به بی‌ثباتی اجتماعی قابل توجهی شوند.

the schisms within the party have weakened its overall influence.

شکاف‌های درون حزب، نفوذ کلی آن را تضعیف کرده است.

schisms in the community often arise from differing beliefs.

شکاف‌ها در جامعه اغلب از باورهای متفاوت ناشی می‌شوند.

efforts to heal the schisms between the factions are ongoing.

تلاش‌ها برای التیام شکاف‌ها بین جناح‌ها ادامه دارد.

the schisms in the organization have made collaboration difficult.

شکاف‌های موجود در سازمان همکاری را دشوار کرده است.

historical schisms often shape the identity of nations.

شکاف‌های تاریخی اغلب هویت ملت‌ها را شکل می‌دهند.

schisms among scientists can hinder progress in research.

شکاف‌های موجود در بین دانشمندان می‌تواند پیشرفت در تحقیقات را مختل کند.

the schisms in the family have created lasting tensions.

شکاف‌های موجود در خانواده باعث ایجاد تنش‌های پایدار شده است.

schisms in political ideology can lead to polarization.

شکاف‌ها در ایدئولوژی سیاسی می‌تواند منجر به قطب‌بندی شود.

understanding the roots of schisms can help in reconciliation.

درک ریشه‌های شکاف‌ها می‌تواند به آشتی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید